۱۳۸۶ فروردین ۷, سه‌شنبه

آرامش در حضور تقوایی


آنقدر شاعرانه بود که منوچهر آتشی و محمد علی سپانلو در کنار شاعره ی نوقلم آن روزها، پرتو نوری علا در آن نقشی بازی کنند. ثریا قاسمی هم با همین فیلم است که پا به عرصه سینما می گذارد . سال  ۱۳۵۲ اگرچه تنها فیلم ماندگارش " آرامش در حضور دیگران " نیست ولی به جرات ، یکی از ماندگار ترین های سینمای ایران در همین سال است که متولد می شود. در آن سال کیمیایی " خاک " را ساخت و نادری " تنگنا " را . "شهر قصه " ی بیژن مفید هم توسط منوچهر انور جلوی دوربین رفت

" صمد به مدرسه می رود " ، " نفرین " و "تنگسیر" هم در همین سال است که تولید می شوند . آرامش در حضور دیگران اما حال و هوایی دیگر دارد . طنز صمد و درد زائر محمد تنگسیری جای خود دارد و چنان چیره دستانه به نمایش گذاشته شده که سینمای ایران از یاد نخواهد برد ؛ با این همه آرامش در حضور دیگران تک ستاره ای است در قابی جدا که هر بار با نگاهی باید گرد و غباری از رویش شست
سال ۵۲ برای سینمای ایران سال شلوغ و پر کاری بوده است" یک اتفاق ساده " هم در همین زمان ساخته می شود . کار و کسب گیشه هم بد نیست . " نعمت نفتی " شاید برگ برنده بود . فیلم ناصر تقوایی البته به مدت ۴ سال به محاق توقیف می رود . سرهنگ بازنشسته ای که پس از مدتی زندگی در روستا به تهران آمده رو به نابودی است . خیابان پهلوی را مست ، چنان قدم می زند که انگار صدای رژه ی گروهانی را از قدم های خود می شنود . به گفته او دگر کلفت خانه هم برای سرهنگ تره خرد نمی کند . داستان غلامحسین ساعدی البته بیش از آنکه بوی سیاست دهد از زوال جامعه ای سخن دارد که از گذشته به سوی مقصدی نامعلوم در حال گریز است . نسلی که نگاه اش به سکس و ازدواج هیچ ربطی به نگاه پدران و حتی آن معلم روستایی ندارد . جوانانی که داستان های عاشقانه مجلات را می بلعند و هر یک در خانه پدری با معشوق و معشوقه همبستر می شوند . در همین فضا است که سرهنگ به عنوان نمادی از دیسیپلین و منطق سنتی جامعه خبر از حادثه ای قریب الوقوع می دهد . منیژه ، زن جوانی که در روستا معلم است در قالب همسر دوم سرهنگ ، افسرده است اما به مهرورزی خود در رابطه با شوی خشن و ناآرام شک نمی کند . پاسخ ابراز علاقه ی بیگانه را نمی دهد و تا صبح در بستر سرهنگ ، گویی که همبخوابه با مرده ای است چشم بر هم نمی گذارد

سراسر فیلم ، اشاره است و همین اشاره هاست که " آرامش در حضور دیگران " را تا به انتها استوار نگاه می دارد . فرودی در کار نیست . حتی آنقدر بیننده را درگیر داستان می کند که عطف هم نرم نرمک برای خود جا باز کرده و از برابر چشم می گذرد ، بی آنکه بخواهد خودنمایی اغراق آمیزی کرده یا اصطلاحا بیننده را خر فهم کند
خودکشی ، عشق بازی ، افسردگی ، جنون ، هرزگی ، وفا داری و محبت آنقدر ظریف به نمایش در آمده که حتی بیننده سهل پسند و عوام هم تا به پایان فیلم را همراهی می کند . نکته دیگری که برایم بسیار در خور توجه است ، موسیقی به کار گرفته شده ای است که به صورت مجرد از زمان خود جلو تر است . این موسیقی - ساخته ی هرمز فرهت - اما چنان در فیلم نشسته که تصور موسیقی دیگری برای " آرامش در حضور دیگران " را ناممکن ساخته است .

هیچ نظری موجود نیست: