۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

مرا ببخش ، جنایت را نه



به دل آرا دارابی و همه محكومین به اعدام




سه شب مانده تا فردای تو

مانده هنوز رنگ بر بوم

دست بر قلم

               صدایی در گلو

                           نفس نفسی در سینه

آخ كاش نگذرد این شب

كه صبح اش دارست

طلوع اش طناب ست

مردار دیگر

              كشتار بیشتر

                             این جنایت اعدام است !

فردای تو

نیستی هزاران من است

صبح طناب

بی قوارگی نفس كشیدن های ماست


مرا ببخش تا گور

كه فریاد نكردم زیستن تو را

شب گریه هایت را رها كن

                                 بر خاك

                                            در زمین

                                                      در این هوای سمی

فردای تو

روز نوی منتظرانی دیگرست

                                      تا صبح طناب

مرا ببخش تا گهواره

اگر باشم و نگاه تو افسون نكند دیگر دلی را

شب گریه هایم را رها می كنم

                                   بر سنگ

                                               دركوه

                                                         در این تایخ بیداد
مرا ببخش

تا جهانی بهتر

                بر این خاك

                                 در این عصر

مرا ببخش
 
 
 
+ انتشار در عصر نو

۱۳۸۸ فروردین ۱۹, چهارشنبه

نفت در اسارت

ایرانیان گرفتار گذشته و گذشته برایشان منبعی سرشار از اسطوره‌ها و افسانه‌هاست. گذشته برای ایران امروز، كتابی از روزهایی روشن یا چراغی برای راه آینده نیست. گذشته ایران چنان در پیچ و خم‌های میان اسطوره گرایی و تاریخ، درهم تنیده كه یكسر همه نگاه‌ها را حیران به سوی خویش وا داشته است.

ملت امروز این سرزمین اهل آموختن از روزگاری كه تجربه كرده، نبوده و نیست و چنین است كه در مقطع آشنایی با مدرنیسم نیز مدرنیزاسیون را به شكلی فیزیكی و عینی دنبال كرده و از فرهنگ نو جا می‌ماند.

در همین هنگام است كه ایران باستان دوباره گویی زنده می‌شود و میان آنچه بایسته است و آنچه پیشینه است تقاطع می‌آفریند.

زمین داری و زمین خواری فئودال‌ها سرانجام به واسطه مدرنیسم آمرانه در قالب دولت نوین جای خود را به سرمایه داری دولت مقتدر می‌دهد. نفت در همین دوران است كه به صورت تجاری كشف و از دل محروم ترین مناطق ایران فواره می‌زند.


تاریخ نفت ایران، این بار نه فقط برای ایرانیان بلكه برای جهان حائز اهمیت است. تاریخی كه در آن ایران خمار، به فریاد نماینده‌ای در مجلس شورای ملی بیدار می‌شود و نفت ایران را از دست دولت بریتانیا خارج كرده و به دولت بازمی سپارد. نفت ایران ملی می‌شود. جنبشی در خاورمیانه آغاز می‌شود. سال‌ها پس از آنكه پیشوای نهضت ملی ایران در دادگاه نظامی محاكمه شده و تا پایان عمر را در كنج خانه گذرانده است، چند دولت آن هم به پیشگامی ایران سازمان كشورهای صادركننده نفت را رو در روی هفت خواهران تشكیل می‌دهند.

ورق‌های تاریخ با شعارهای درشت زنده باد و مرده باد پی در پی و به سرعت ورق می‌خورد اما این نفت است كه بی هیچ وقفه‌ای پس از سقوط دولت ملی، چنان خون در رگ دولت‌هایی است كه از مدرنیسم شمایل را وام دارد و از حاكمیت مردم تهی است.

بشكه‌های نفت در سال‌های واپسین نظام پادشاهی مخارج ارتش را تامین می‌كند و این كیسه گشاد ژاندارم خلیج فارس پر شدنی به نظر نمی‌رسید. تجهیزات نظامی و وسائل سركوب از پول نفت است كه برای نابودی گروه‌های زیرزمینی چریكی به سوی ایران روانه می‌شد.

دولت بی نیاز از مردم و مردم معتاد به درآمدهای نفتی، تصویری است از جامعه‌ای مصرف گرا و وابسته.

ماجرای نفت اما اگرچه در مقیاس جهانی بازیگر پنهان جبهه‌های جنگ هم بوده است و خون‌ها برایش بر سنگفرش خیابان‌ها ریخته شد اما نمونه كوچكی از آن را در كشوری چون ایران می‌توان به تماشا نشست.

درك ناقص، غیرعلمی، نادقیق یا هر چه شایسته است نام گیرد دلیل این پرسش مردمی است كه از نفت ارتزاق كرده‌اند. آنان می‌پرسند: " آیا این نفت نیست که مسبب گرفتاری‌های ماست؟ "

در واکاوی این پرسش توده‌ای درمی یابیم که به ساده ترین زبان ممکن خود پرسش حاوی پاسخی روشن است که می‌گویند: " هرچه كشیدیم از نفت بود و اگر که نفت نداشتیم امروز زیستنی بهتر و امن تر را تجربه می‌کردیم".

و این گفته هم سبقه‌ای دارد در تاریخ معاصرمان. پرسش بر سر"اگر نفت نداشتیم" از زبان برخی روشنفكرنمایان وطنی كه درست مانند همان دولت مدرن فرم را چسبیدند و محتوا را رها كردند هم گاه شنیده می‌شود که به كنایه اما در پس هزار و یک آسمان و ریسمان بافتن، می‌گویند نفت اساس ویرانی ما بود و از آن بدتر ملی شدن‌اش، بنیان بلوای اقتصادی ایرانیان شد.

اینكه ایرانیان نگاهی روشن به تاریخ خود ندارند و گذشته را ابزار بازارگرمی كرده‌اند و نه سواد شب‌های تیره، اینجا مصداق می‌یابد. تاسف بار آنکه این پرسش به آوایی بلند شنیده نمی‌شود كه مگر تاریخ استبداد ایران را با نفت نوشته‌اند ؟ یا به زبان مصادیق، مگر سیاست و اقتصاد درایران قاجاریه هم بربستر نفت بنا بود که امیرکبیرش را کشتند و پیمان ترکمانچای مهر کردند؟

مگر نفت هم رانت درباریان بود که کاشف تجاری نفت پس از آن سلسله مستند، از اهالی فرنگ درآمد و به حکم فقدان علم در چنته ایرانی، همه کارها به دست انگلیس‌ها شد مگر نوکری مسترها بر سر چاه مسجد سلیمان؟

در واقع چنین بی توجهی‌هایی در ایران امروز، درست عكس ویژگی‌های جامعه‌ای مدرن است." مشكل یابی" نه تنها صورت نمی‌گیرد بلكه اساس مشكل، گاه از سوی دولت مقتدر انكار می‌شود.

ملی شدن نفت در شرایطی صورت گرفت که جهان چنین رویدادی را باور نمی‌کرد. ایستادگی تنی چند از ملیون در برابر قدرتی جهانی، آن هم از بستر جامعه‌ای که پادشاهی هراسان داشت.

نفت در اختیار ایران و دولت ایران به نمایندگی از ملت درآمد. مگر که با چنین حرکت فرخنده‌ای بتوان از صدور بشکه بشکه طلای سیاه ملتی کم توان، به سوی امپریالیسم بی پیر جلوگیری کرد.

ناتوانی در درک ماهیت سیاسی و اقتصادی نفت به عنوان یکی از ثروت‌های ملی این سرزمین، و جا ماندن از قافله زمانه اما باز ذهن ایرانی را به مقصر یابی و مقصر سازی به جای "مشکل یابی" رهنمون ساخته است.


ایران اگر یکی از ثروت‌های ملی اش را نفت خوانده ایم اما سرشار از موهبت‌های طبیعی است. سرزمینی که فرصت‌های بیشمار برای ترقی داشته و دارد، آنک گرفتار اما و اگر‌هایی است که جز به فرصت سوزی مجدد نمی‌انجامد.

ایران در دارایی نفت بی همتا نیست و اگر ایرانیان را حوصله‌ای باشد، تجربه و کردار دیگر همتایان از خرد تا بزرگ به راحتی قابل بررسی است.

اگر به پنداری، ایران بدون نفت کشوری بود چنان ترکیه، می‌شود در فرضیه‌ای دیگر افغانستان را جایگزین آن خیال پروری کرد. در این میان چرا به سراغ آنان نمی‌رویم که نفت داشتند و به توسعه هم به شهادت آمار‌ها و شاخص‌ها دست یافته‌اند؟

تجربه نروژ که دیری از اکتشاف و استخراج تجاری نفت اش نمی‌گذرد به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک پیش کش ما باد ؛ بهتر است به کشورهای حاشیه خلیج فارس نگاهی کنیم.

گزارش آنکتاد نشان می‌دهد که تنها در سال ۲۰۰۸ میلادی،امارات عربی متحده بیش از ۳۳ میلیارد دلار جذب سرمایه خارجی داشته است و از آن مهم تر، این رقم نیمی از کل سرمایه خارجی جذب شده در منطقه طی زمان مورد اشاره را شامل شده است.

اماراتی‌ها نفت دارند اما با همه ناسیونالیسم عربی شعارگونه شان، کشوری کوچک و نو ساخته را بدون تاریخی چند هزار ساله مدیریت می‌کنند.

کویت نمونه‌ای دیگر است که ذخیره ارزی حاصل از فروش نفت آن قابل قیاس با حساب تهی ایرانیان آن هم در دوره نفت بالای یکصد دلار نیست.

قطری‌ها وقتی که در پهنه کشور رستم و اسفندیار جنگ مدیریت پتروپارس به عنوان یک شرکت پیمانکاری دولت ساخته بود، به فناوری‌های نوین انتقال و عرضه گاز – این خواهر خوانده تازه متولد نفت در بازار – می‌اندیشیدند و حالا که سخن از خصوصی سازی پتروپارس ثبت شده در انگلستان است، گانه صاحب کارخانه‌های "ال ان جی" منطقه نام دارند.

تقصیر نفت نبود اگر در خیال توسعه، بحران سیاسی را ندیدیم یا ثروت ملی را درک نکردیم. تقصیر پیشوای نهضت ملی ایران نبود اگر توانست در دوران کوتاه دولت ملی، در برابر تحریم خرید نفت از ایران، مملکت را بدون درآمد نفت سراپا نگه دارد و ثابت کند مدیریت، آگاهی و باور به منافع ملی نیاز دارد.

توسعه، امروز اما شعار است. شعار هم محتاج آمار و برنامه نیست. شعار فقط شعار است و نفت هم صرف بالابردن صدای گویندگان آن می‌شود.

این تاریخ سیاسی ایران است که گواهی می‌دهد اگر درآمد نفت نبود که در این بد ترین حالت ممکن، خرج امور جاری و امور پنهان شود، دیگر حاجتی به هجرت افغان‌ها به ایران برای یافتن کار و لقمه‌ای نان نبود. این سرزمین شاید کمی خوش آب و هوا تر اما شرایطی چنان زادگاهشان داشت.

در پس این همه بی تدبیری دولت‌ها در ایران، یکی پس از دیگری و فقدان بستری برای پاسخگویی مسوولان، باید هراسان بود از فردا. فردایی که اساس " نفت ملی " انکار شود. صد سال نفت در دست دولت بود اما دولت این درآمد را به حساب پس انداز ملت نریخت و باز از ایران کشوری تک محصولی در عرصه صادرات یاد شد. مبادا که نفت با حمایت ایدئولوژی مسلط که البته پاره پاره خوانده می‌شود، مصادره اقلیتی شود که نه نام ملت دارد و نه نام دولت را به خود.

کژروی‌های دولت در تاریخ معاصر ایران در قبال مساله نفت این خطر را تقویت کرده است که هر چه دولت قرار بود نمایندگی کند را باید به دیگری سپرد مگر که از آن خلاصی یابیم.

۱۳۸۷ بهمن ۱۶, چهارشنبه

پشتیبانی روزنامه‌نگاران ایران از شیرین عبادی


دویچه وله : روزنامه‌نگاران امضاکننده‌ی بیانیه که اکثر آنها هم‌اکنون در روزنامه‌های داخل کشور شاغل‌اند، از تلاش‌های شیرین عبادی برای پاسداری از حقوق بشر پشتیبانی کرده‌اند.
روزنامه‌نگاران نوشته‌اند: «امضا کنندگان این بیانیه، کوشش شیرین عبادی در دفاع از حقوق انسانی را مایه دل‌گرمی همه‌ کنش‌گران حقوق مدنی دانسته و بر آن ارج می‌گذارند. هم‌چنین با ابراز تاسف از این که درگیری‌های غزه بدل به دستاویزی برای بهره‌برداری های سیاسی و تسویه‌ حساب دولت با منتقدان شده، خواهان آن هستیم که نهادهای قضایی و دولتی به فشارهای روزافزون علیه فعالان مدنی خاتمه داده و مانع فعالیت آزادانه‌ آن‌ها نشوند.»
دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، که شیرین عبادی ریاست آن را برعهده دارد روز اول دی‌ماه ۱۳۸۷ توسط ماموران دولتی، بدون ارائه‌ی حکم قانونی پلمپ شد.
علاوه بر دفتر کانون، ماموران دولتی به بهانه‌ی مشکل مالیاتی، دفتر وکالت خانم عبادی را نیز بازرسی کرده و اسناد و تجهیرات کامپیوتری وی را با خود برده‌اند. شیرین عبادی می‌گوید، هیچ‌گونه مشکل مالیاتی‌ ندارد و در تمام سال‌های گذشته، از متهمان عقیدتی و سیاسی به رایگان دفاع کرده است.
در اقدامی دیگر، گروهی بسیجی با تجمع در مقابل منزل خانم عبادی، علیه وی شعار دادند و با تخریب تابلوی وکالت او، بر روی دیوار منزل شخصی عبادی شعارنویسی کردند. به گفته‌ی خانم عبادی، پلیس در تمام مدت ناظر تظاهرات بسیجی‌ها بود و اقدامی علیه آنها انجام نداد.
بازداشت ژینوس سبحانی، منشی سابق کانون مدافعان حقوق بشر آخرین اقدام‌ها در ارتباط با خانم شرین عبادی بود. ماموران امنیتی صبح روز ۲۵ دی‌ماه منزل مسکونی خانم سبحانی را بازرسی و سپس او را بازداشت کردند.
عکس : سایت کسوف
فعالان حقوق بشر می‌گویند، دلیل این فشارها علیه عبادی، فعالیت‌های حقوق بشری اوست. به اعتقاد آنان، حکومت ایران با این اقدام‌ها می‌خواهد مانع از فعالیت‌های او شود.
کانون مدافعان حقوق بشر علاوه‌‌بر دفاع رایگان از متهمان عقیدتی و سیاسی و حمایت از خانواده‌های زندانیان سیاسی و عقیدتی، که در اساسنامه‌ی آن قید شده، درباره‌ی وضعیت حقوق بشر در ایران نیز به‌طور مستمر گزارش‌دهی می‌کرد. این گزارش‌ها از جمله مورد استناد بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، بودند که روز اول اکتبر ۲۰۰۸ گزارش مبسوطی درباره‌ی نقض حقوق بشر در ایران به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرد.
فعالان حقوق بشر می‌گویند، گزارش دبیرکل و قطعنامه‌ای که پس از آن علیه ایران در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید، از دلایل عمده‌ی فشارهای اخیر علیه شیرین عبادی و بستن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر است.
روزنامه‌نگاران ایرانی در بیانیه‌ی خود خواهان فک پلمپ دفترکانون مدافعان حقوق بشر شده و از دولت خواسته‌اند برای فعالیت شیرین عبادی و سایر فعالان صلح و حقوق بشر مانع‌تراشی نکند.
در پایان بیانیه روزنامه‌نگاران آمده است: «به باور امضا کنندگان، آرمان‌های حقوق بشری گرامی‌تر و ریشه‌دارتر از آن است که با تهدیدهای دولتی به بوته‌ فراموشی سپرده شود و تجربه نیز نشان داده که تلاش‌ها برای مأیوس کردن فعالان صلح و حقوق انسانی نیز نتیجه‌ای جز شکست در بر نخواهد داشت.»

اسامی روزنامه‌نگاران امضاکننده‌ی بیانیه:


۱) آشور   محمد
۲) آقایی   ساسان
۳) احمدی  الاهه
۴) اسدی    حسن
۵) اسکندری  دلیر
۶) اسماعیلی  رشید
۷) اعزازی  مجید
۸) افشارنیک  مهدی
۹) اکرمی  علی
۱۰) پروین  امامی
۱۱) امرآبادی  مهسا
۱۲) امرایی  امیلی
۱۳) امینی  حسن
۱۴) ایران‌مهر امید
۱۵) باستانی  مسعود
۱۶) براتی  پرویز
۱۷) بهاور  عماد
۱۸) بهزادی  محمد
۱۹) بیگی‌زاده  امید
۲۰) پاک‌نهاد  پیمان
۲۱) پیغمبرزاده  زینب
۲۲) تاجیک  عبدالرضا
۲۳) تاجیک  مهدی
۲۴) تنها  مصطفا
۲۵) توحیدی  مرجان
۲۶) توفیقی  محمد علی
۲۷) توکلی  خالد
۲۸) جعفرزاده  زهرا
۲۹) جلالی زاده  جلال
۳۰) جلودارزاده  رضا
۳۱) جمشیدی  ایرج
۳۲) حاجی‌زاده  جلال
۳۳) حسن‌پور  عدنان
۳۴) حسن‌نیا   آرش
۳۵) حسین‌زاده  محبوبه
۳۶) حیدری  محمد
۳۷) خامسیان  علیرضا
۳۸) خدیو  صلاح الدین
۳۹) خردپیر علی
۴۰) خسروی  مازیار
۴۱) دهقان  علی
۴۲) راست‌منش  آذر
۴۳) رحمتی  هیوا
۴۴) رستگاری  ثمینا
۴۵) رمضانی  یگانه بنفشه
۴۶) زارع‌کهن  نفیسه
۴۷) زارعی  مختار
۴۸) زیدآبادی  احمد
۴۹) ساعد  موچشی انور
۵۰) ساکی  پگاه
۵۱) سالک  سجاد
۵۲) ستوده  مهشید
۵۳) سخنور  حسین
۵۴) سوری  پوریا
۵۵) سیدآبادی  علی‌اصغر
۵۶) شجاعیان  رضا
۵۷) شرفی  دانش
۵۸) شمعدانی  سیاوش
۵۹) شهبازی  سعیده
۶۰) شهوق  شایا
۶۱) شیخی  شهاب‌الدین
۶۲) صادقی  آرش
۶۳) صالح  آرش
۶۴) صالح  آسو
۶۵) صدوقی  صدرا
۶۶) صدیق کبودوند  محمد
۶۷) صمدبیگی  بهروز
۶۸) صمیمی  کیوان
۶۹) طبا طبایی  زهرا
۷۰) طولایی  مجید
۷۱) عابدی  احسان
۷۲) فرازی  حامد
۷۳) فراهانی  سیما
۷۴) فرهادیان  سروش
۷۵) قاسمی‌کرمانشاهی  کاوه
۷۶) قوامی  اجلال
۷۷) کبودوند  تونیا
۷۸) کردپور  خسرو
۷۹) کرمانی  علی‌رضا
۸۰) کریمی  رئوف
۸۱) کریمی  سهراب
۸۲) کمانگر  فردین
۸۳) گل‌افرا  شادی
۸۴) گهستونی  مجتبی
۸۵) لکزیان  جواد
۸۶) محمدی  حسن
۸۷) محمدی  سلیمان
۸۸) محمدی  نگین
۸۹) مطلب‌زاده  عالیه
۹۰) مظاهری  ریحانه
۹۱) ملیحی  علی
۹۲) مهرابی  احسان
۹۳) میرزایی  مریم
۹۴) میلانی  محمد
۹۵) نائمه  مرتضی
۹۶) نجاری  شاهو
۹۷) نعمت‌الهی  پویا
۹۸) نوروزی  احسان
۹۹) نیک‌عهد  مهدی
۱۰۰) وفایی  افسانه
۱۰۱) ولایتی  فلاح
۱۰۲) هدایی  یاشار
۱۰۳) یگانلی  میرمحمود

۱۳۸۷ دی ۲۲, یکشنبه

توان ایران در صدور گاز به اروپا

گفتگو با دویچه وله

مهیندخت مصباح : اختلاف میان روسیه و اوکراین، به کاهش یا قطع جریان گاز در اروپا منجر شده است. مصرف‌کنندگان اروپایی دنبال شرکای جدیدی برای تامین گاز خود هستند. آیا این فرصتی برای ایران به‌عنوان دومین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان خواهد بود؟
ایران با داشتن ذخیره‌ای حدود ۲۸ تریلیون مترمکعب گاز، دومین کشور جهان پس از روسیه است و با تولید روزانه حدود ۵۲۰ میلیون مترمکعب گاز، در جایگاه هفتم در جهان قرار دارد.

نگاه ایران با اتکاء به این ذخایر هنگفت، دست‌یابی به بازارهای بیشتر است. اما مشکلات ساختاری از جمله عدم سرمایه‌‌گذاری‌های لازم در صنایع نفت و گاز، به‌روز نبودن فناوری‌های استخراج و صدور گاز یا تحریم‌های اقتصادی و فنی، مانع از تحقق این بلندپروازی‌‌‌‌ هستند. یکی از هدف‌های ایران از تشکیل سازمان کشورهای صادرکننده گاز، بهینه سازی شرایط سیاسی و فنی برای تولید هرچه بیشتر گاز و صدور آن بود.


ناتوانی‌های فنی و ساختاری ایران

بیشتر طرح‌های تولید گاز ایران با تاخیرهای سه تا پنج ساله روبرو هستند. بهره‌برداری از ذخایر عظیم پارس جنوبی به دلیل رویارویی با زنجیره‌ای از مشکلات فنی و مالی، حجمی نازل دارد. با این‌همه، پاره‌ای محافل، اختلاف میان روسیه و اوکراین و کمبود گاز اروپا در شرایط کنونی را یک فرصت طلایی برای صدور گاز ایران تلقی می‌کنند.

علی‌خردپیر، کارشناس انرژی، این برداشت را ساده‌انگارانه می‌خواند و می‌گوید: «هر گونه تغییر در صادرات گاز ایران مشروط است به افزوده شدن تولید گاز ایران و این با توجه به تحریم‌های موجود بسیار بعید است. همین زمستان گذشته دیدیم که با قطع ۲۰ میلیون مترمکعب واردات روزانه از ترکمنستان، چه اتفاقاتی افتاد. ایران برای صدور گاز خود به کشورهای دیگری غیر از ترکیه، باید در درجه اول برای ظرفیت‌های تولید خود چاره‌اندیشی کند و این با تحریم‌های کنونی میسر نیست.»

تسلط روسیه بر عرصه گاز

روسیه تامین کننده ۴۰ درصد گاز مورد نیاز اروپا و هسته مرکزی سازمان کشورهای صادرکننده گاز است. به گفته علی خردپیر، صرفنظر از موانع فنی و سیاسی موجود بین ایران و اروپا، روسیه به راحتی اجازه تصرف این بازار را به ایران نخواهد داد. خردپیر تاکید می‌کند که تحریم‌ها، ضعف در بکارگیری فناوری ال‌ان‌جی (مایع کردن گاز) و پرهزینه بودن خط لوله و شرایط سیاسی، ایران را ناچار می‌کند که برای تحکیم موقعیت خود، به سیاست گذاری‌های روسیه و قطر توجه کند.

علی خردپیر در توضیح این واقعیت می‌گوید: «ایران به دلیل مشکلات فنی، همه ساله در فصل سرما در صدور گاز خود به ترکیه با افت فشار مواجه می‌شود. اگر بتوانیم بگوییم ترکیه بخاطر همین ضعف، قرارداد خود با ایران را فسخ می‌کند و شریک دیگری را جایگزین ایران می‌کند، آنگاه می‌توانیم بگوییم ایران هم جایگزین گاز صادراتی روسیه به اروپا می‌شود.»

تعیین‌کنندگی مناقشه اتمی

علی خردپیر با اشاره به اهمیت برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، یادآوری می‌کند که ایران با وجود تمایل به توسعه دیپلماسی اقتصادی خود بر محور صدور گاز، آینده خط لوله صلح (خط لوله پیش‌بینی شده میان ایران، پاکستان و هند) را به معامله با اروپا نخواهد فروخت. این کارشناس انرژی، از اهمیت سیاسی هندوستان در منطقه و نقش آن در شورای حکام برای آینده پرونده‌ اتمی ایران می‌گوید.

۱۳۸۷ دی ۵, پنجشنبه

سازمان صادرکنندگان گاز: هدف‌ها و افق‌ها

گفتگو با رادیو دویچه وله

کشورهای عمده صادرکننده گاز در نشست مسکو، تصمیم به ایجاد سازمانی تازه گرفتند تا سیاست‌های تولید و صدور گاز خود را هماهنگ کنند. مقر دایم این سازمان قطر خواهد بود. فکر ایجاد این سازمان، ۸ سال قبل در اجلاسی در تهران طرح شد.
علی خردپیر روزنامه‌نگار و کارشناس انرژی در گفتگو با دویچه‌وله به دورنمای تشکیل این مجمع و منافع ایران در این عرصه ‌پرداخت.

دویچه وله: توافق بر سر ایجاد اوپک تا چه اندازه می‌تواند معادلات قدرت در منطقه را تغییر دهد، چقدر سیاسی است؟

علی خردپیر: قبلا بگویم که «اوپک گازی»، غلط مصطلح است. اوپک، مخفف سازمان کشورهای صادرکنندگان نفت است و با افزودن کلمه گاز به آن، ترکیب بسیارنادرستی ایجاد می‌شود. سازمان کنونی، دنباله‌ی مجمع صادرکنندگان گاز است که ایران هشت سال قبل تشکیل داد. تشکیل این سازمان کاملا سیاسی و مرتبط با سیاست بین‌الملل است. ایران و روسیه با داشتن دخایر «پارس جنوبی» از بزرگترین صادرکنندگان گاز هستند اما روسیه هرگز رضایت نداد سیاست‌های مورد نظرش، در داخل «مجمع صادرکنندگان گاز» بازگو شوند. ترجیح روسیه این بود که این مجمع تبدیل به سازمانی شود که خودش در آن نفوذ بیشتر داشته باشد. روسیه با فراخواندن کشورهای عضو این سازمان در زیریک چتر می‌خواهد سیاست‌های صادرات و فروش گاز از این منطقه را کاملا تحت نفوذ و هدایت خود بگیرد.
دویچه وله: آژانس بین‌المللی انرژی پیش از این نسبت به تشکیل یک سازمان گازی هشدار داده بود. دلیل این مخالفت چیست؟

 علی خردپیر: اساس تشکیل این آژانس به وسیله آمریکا، رویارویی با اوپک بود. امروز که گاز، هم سطح نفت خوانده می‌شود و حتی عصر را عصر گاز می‌نامند، منطقی است که آژانس بین المللی انرژی بعنوان مدافع غرب یا مصرف کنندگان چنین موضعی بگیرد. البته اهداف و کنش اوپک با زمان تاسیس‌اش در ۴۸ سال قبل فرق کرده است. آن زمان اوپک یک اتحاد ضد امپریالیستی و متشکل از کشورهای جهان سومی بود. الان چنین نیست و مواضع آن تعدیل شده است. اما منطقی است که دنیای غرب، به‌عنوان مصرف کننده گاز، در مقابل همکاری‌های سازمانی صادرکنندگان گاز و نفت واکنش نشان دهد.

دویچه وله: ایران در این میانه، چه سهم و سودی از تشکیل این سازمان خواهد برد؟

علی خردپیر: قطعا ایران بعنوان دارنده یکی از بزرگترین دخایر گاز طبیعی، نقش مهمی در این سازمان خواهد داشت. البته با این شرط که سیاست‌هایی درخور اتخاذ کند. شرایط کنونی ایران، ویژه است. ایران نیاز به پیوندهای بین‌المللی و کشورهایی دارد که بتوانند همراه او در فعالیت‌های اقتصادی باشند. سودی که ایران در حال حاضر از تشکیل این سازمان می‌برد، داشتن چند متحد سیاسی خواهد بود که می‌توانند پیوندهایش را قوی‌تر کنند. مثلا ایران می‌تواند درچارچوب این سازمان، برای پروژه‌های داخلی خود در حوزه‌های نفت و گاز و غیره، از همکاری روسیه سود برد.

دویچه وله: صادرکردن گاز نیاز به خطوط انتقال دارد. با توجه به شرایط اقتصادی موجود، کمبود منابع برای سرمایه‌گذاری لازم و مهمتر از همه تحریم کنونی ایران، چه چشم‌انداز موفقیت آمیزی برای ایران در این زمینه وجود دارد؟

علی خردپیر: صادرات گاز تا امروز به دو شیوه بوده است. یکی از طریق خط لوله و دیگری به وسیله فناوری «ال ان جی» که گاز طبیعی را مایع کرده و در کشتی‌های ویژه‌ای با دمای مخصوص به مقصد می‌رسانند. نکته اینست که ایران با توجه به تحریم‌های موجود، همچنان در تلاش صادرات گازخود به پاکستان و هند است. نگاه ایران با جضور در این سازمان، به بازارهای بیشتر است. وقتی قطر دسترسی به تکنولوژی «ال ان جی» دارد، ایران هم می‌تواند این تکنیک را در صادرات گاز خود در نظر گیرد. با این همه، ایران به دلیل شرایط مربوط به خط لوله و مشکلات ناشی از تحریم، امکان دارد گاز طبیعی خود را نه به صورت مستقیم، بلکه به صورت غیرمستقیم یا دست دوم به بازار مقصد هدایت کند.

+ این گفتگو با خانم مهیندخت مصباح صورت گرفت .

۱۳۸۷ آبان ۲۴, جمعه

بازگشت

دیشب اینجا
دلی با موج سخن گفت انگار

ساحل
بوی شراب می دهد

پای آن تکه سنگ
آن شاهد بیدار
هیزم سوخته مانده ست به جا

یک قدم آن سوی تر
مرغکی
حرفی به زبان می آرد انگار

ساحل بوی شراب می دهد

بومی ها از دریا بازگشته
با خود سوغات آورده اند
یک تور پر از ماهی
و چشمانی خیره به آستان مرگ

موجی می رسد از راه
پیکری آورده همراه

تور رها کرده صیادان سوی موج می دوند
ساحل بوی شراب می دهد

مرغک آرام است حالا
ساحل بوی شراب می دهد

۱۳۸۷ مهر ۲۷, شنبه

نوسان بهای نفت و آینده دولت نهم

گفتگو با دویچه وله

مهیندخت مصباح : بهای نفت کماکان سیری نزولی طی میکند و به پایین‌ترین میزان خود در ۱۴ ماه گذشته رسیده است. در این میان،وابستگی ساختاری بودجه و تراز بازرگانی کشور به درآمدهای نفتی نگرانی‌هایی در مورد آینده اقتصادی ایران را دامن زده است. 
بهای نفت کماکان سیری نزولی طی می‌کند و اینک به پایین‌ترین میزان خود در ۱۴ ماه گذشته رسیده است. هر بشکه نفت این روزها به بهای ۶۳ تا ۷۰ دلار معامله می‌شود. در این میان، وابستگی ساختاری بودجه و تراز بازرگانی کشور به درآمدهای نفتی و همچنین حجم بالای واردات، نگرانی‌هایی جدی در مورد آینده اقتصادی ایران را دامن زده است.

رویارویی دولت نهم با این بحران، در حالی است که محمود احمدی‌نژاد امید زیادی به ابقای مقام خود در چهار سال آینده دارد. علی خردپیر، روزنامه‌نگار اقتصادی در گفتگو با دویچه‌وله، از خطرات نوسان بهای نفت و طرح‌های اقتصادی غیرکارشناسانه دولت نهم در تطبیق با واقعیات سخن می‌گوید.

+ فایل صوتی این گفتگو را اینجا بشنوید .

نوسان بهای نفت و آینده دولت نهم ( گفتگو با دویچه وله)

دویچه وله: بهای نفت کماکان سیری نزولی طی می‌کند و اینک به پایین‌ترین میزان خود در ۱۴ ماه گذشته رسیده است. هر بشکه نفت این روزها به بهای ۶۳ تا ۷۰ دلار معامله می‌شود. در این میان، وابستگی ساختاری بودجه و تراز بازرگانی کشور به درآمدهای نفتی و همچنین حجم بالای واردات، نگرانی‌هایی جدی در مورد آینده اقتصادی ایران را دامن زده است.
گفتگو را اینجا گوش کنید.


۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

چرا باید به گلشیفته تبریك گفت؟

هنرمندی که از دروازه‌ هالیوود به خود رسید


ایران امروز: مخاطبان سینمای ایران، گلشیفته فراهانی بازیگر ۲۵ساله را با آن صدای تودماغی‌اش خوب می‌شناسند. گلشیفته‌ای که همین اواخر در کنار بهرام رادان در فیلم «علی سنتوری» که به سنتوری تغییر نام یافت و آن همه خون به جگر داریوش مهرجویی کرد، حضور داشت.


گلشیفته فرزند بهزاد فراهانی است اما فضل پدر جز اینکه راهی برای ورود او و خواهرش به سینما باشد تکیه گاهی دیگر نبوده است. فخر به پدر که چهره آشنای سینما، تئاتر و تلویزیون بود نه برای گلشیفته و نه برای هیچ سینماگر و بازیگر دیگری سودی ندارد که هنر جوشش درون است و اینگونه فخر ورزی‌ها را نمی‌پسندد. 

دنیای هنر و ادبیات، دنیای سیاست یا همین مطبوعات ورشکسته ی خودمان نیست که بی مایه چهره شدن را در آن ببینیم. این دنیایی است که بی هیچ رودربایستی به سراغ حاصل کار می‌روند، بار و میوه را می‌چشند و آنگاه که محصول از تیغ بی رحم منتقدان و مردم گذشت پایدار می‌شود. 

گلشیفته فراهانی را نمی‌توان بی هنر دانست، نمی‌شود کوچک شمرد و راحت از او گذشت، اگر چه اولین نبود که به سینمای برون مرز راه یافت اما این حضور در جای خود قابل تامل است. برای ایرانیان هم شگفتی نبود چراکه پیش از او درخشش سوسن تسلیمی را در تئاتر سوئد دیده بودند و حضور شهره آغداشلو را در سینمای‌ هالیوود و نامزدی‌اش را برای اسکار.

آغداشلو برخلاف برخی که گمان می‌برند پس از «خانه ای از شن و مه» کارش به آخر خط رسیده است اما به سریال مطرح و پربیننده ۲۴ راه یافت. ایرانیان پس از انقلاب ۵۷، خبر شدند که بهروز وثوقی در آلمان و ترکیه بازی کرده است. حتی تعدادی ایرانی هم پراکنده در سینمای آمریکا کارهایی از خود به یادگار گذاشتند. خبرها در عصر ارتباطات به ایران می‌رسید و می‌رسد، پس بازیِ گلشیفته در کنار دی کاپریو در فیلم "مجموعه دروغ‌ها" به کارگردانی ریدلی اسکات باورنکردنی و شوکه کننده نبود.

گلشیفته درخشش دیگری بود از استعداد و هنرمندی انسان. می‌گویم انسان چراکه باور دارم نه هنر قابل حصر پشت مرزهاست و نه انسان. 
در صنعت سینما حضور در‌هالیوود برای هر هنرمندی می‌تواند یک آرزو باشد.‌ هالیوود جایی است که هر اثر "بیشتر دیده می‌شود" و این بیشتر دیده شدن یک امتیاز است اما نکته ای که پس پرده باقی می‌ماند آن است که شادی ایرانیان پیش از هر چیز از یک حس ناخودآگاه نشات می‌گیرد. حسی که مایل است، او - انسان ایرانی - دیده شود، حرف بزند، عرض اندام کند و به عبارتی روشن تر فریاد بزند که: من هم هستم.

این حس در واقع پدید آمده از سر محدودیت‌هاست. درست مانند روستائیانی که زمانی، اقامت در شهر برایشان فخر محسوب می‌شد. این حس به خودی خود بد نیست. در واقع اساسا پیش از هرچیز برای ایرانیان و دیگر ملیت‌های مشابه یک واقعیت است که باید درک شود. 

ما می‌خواهیم «باشیم» و به اندازه دیگران «نفس بکشیم». ما می‌خواهیم و باید که به کردار نشان دهیم ناتوان نیستیم. نه ناتوان بلکه اساسا برابر هستیم. پس اینجاست که ورود آغداشلو‌ها و گلشیفته‌ها به‌هالیوود فرصتی به ما می‌دهد که بگوییم: او را می‌بینی؟ او ایرانی است. در واقع می‌گوییم: او را می‌بینی او «مثل ِ 
من» است مثلِ من که «ایرانی هستم».


این حس خوش در پس چنین رفتار ناخودآگاهی است که ما را آرامی می‌بخشد و تسکین می‌یابیم. گلشیفته فراهانی امروز -در فضای دیپلماتیک پر تنش موجود- این حس خوش را به ایرانیان هدیه کرده است. 

جدای از این ماجرا اما گلشیفته مانند شیرین عبادی برنده جایزه صبح نوبل با حذف حجاب، انتخاب خود را نمایش داده است. انتخابی که در درون موجود نیست، و یک حرکت نمادین روی فرش قرمز حرف‌های بسیاری زده است. این هم البته می‌تواند ناخواسته باشد. به این معنی که گلشیفته، به نمایندگی زن ایرانی روی فرش قرمز نرفته است، چنان که آغداشلو هم در سالن گریک تیاتر نماینده زنان ایرانی نبود، اما استفاده از حق اولیه انسانی یعنی انتخاب پوشش پرده دری از تصویر زنی است که باید در سینمای ایران و روی پرده نقره ای، حتی هنگام خواب هم پوشش بر سر داشته باشد.

زن سینمای ایران در تصویری که از منزلش -حریم خصوصی شخصیت- ارائه می‌شود هم با حجاب است. تماشاچی ایرانی فیلم را می‌بیند اما چشمش عادت کرده است، پس مضحکه را درک نمی‌کند و عبور می‌کند. توقع اینکه گلشیفته حتی روی فرش قرمز‌هالیوود هم همان تصویری را به نمایش بگذارد که سینمای مجوز گرفته از وزارت ارشاد اسلامی، کم لطفی همین چشم‌های عادت کرده است. 

گلشیفته حالا خودش است، یگانه زیستن را پیش گرفته و چندگانگی رفتاری -مختص سیستم‌های بسته فرهنگی- را کنار گذاشته است. گلیشفته حالا جز در حرفه ی خویش نقشی نمی‌پذیرد. از این روست که باید به گلشیفته تبریک گفت. گلشیفته از دروازه‌هالیوود به "خود بودن" رسید بدونِ هراس از پچ پچِ من و تو. تبریک!



+ این یادداشت نخستین بار در وب سایت ایران امروز منتشر شد. 

۱۳۸۷ شهریور ۱۵, جمعه

خبري كه خوش نيست

گفتگو با نماینده ملی ایران در اوپک


نتيجه يكصدوچهل‌وپنجمين نشست مشترك اعضاي اوپك در مقر دايمي اين سازمان، افزايش 500 هزار بشكه‌اي سطح توليد نفت خام بود. تصميمي كه براي نخستين‌بار در يك سال گذشته براي جلوگيري از ادامه رشد بهاي انواع نفت خام در پايتخت اتريش اتخاذ شد. با اين همه بهاي نفت به رشد خود ادامه داد و از سقف 83 دلار نيز گذشت. شدت يافتن سير صعودي افزايش بهاي نفت در بازارهاي بين‌المللي، از يك سو نگراني مصرف‌كنندگان غربي را برانگيخت و از سوي ديگر چشم كارشناسان اقتصاد انرژي را به خود خيره ساخت.
بررسي اين رويداد با نگاهي به آينده بهاي نفت در جهان، موضوع گفت‌وگويي است كه با جواد يارجاني، رئيس امور اوپك در وزارت نفت، مسوول روابط با مجامع انرژي و نماينده ملي ايران در سازمان كشورهاي صادركننده نفت داشته‌ايم. وي در خلال اين گفت‌وگو با نگاهي به آخرين آمار،‌از رسيدن بهاي سبد نفتي اوپك به 76 دلار و 72 سنت در روز 21 سپتامبر خبر داد. اگرچه امروز بازار كمي از تب‌وتاب افتاده است اما چشم‌انداز شرايط بين‌المللي موثر بر بازارهاي نفت جهان،‌نشان از آتشي زير خاكستر دارد.

++ افزايش بهاي نفت خام در بازارهاي جهان، اگرچه در پي روند صعودي قيمت‌ها در سال‌هاي گذشته اتفاق افتاد اما با اين حال شگفتي‌ساز بود. عبور قيمت از مرز 82 دلار و ثبت ركوردهايي تاريخي درست پس از تصميم تازه‌ترين اجلاس سران اوپك مبني بر افزايش توليد 500 هزار بشكه‌اي است. اين تصميم در حالي بود كه پيش از اين نشست هم تقريبا تمامي وزيران نفت عضو اوپك ميزان توليد قبلي نفت در كشورهاي عضوي زمان را كافي مي‌دانستند. پس اكنون با دو پارادوكس روبه‌رو هستيم؛ يكي تصميم اوپك درباره افزايش سطح توليد و ديگري اوج گرفتن بهاي نفت در بازارهاي جهاني. تحليل شما در اين باره چيست؟

اين درست است كه وزيران عضو اوپك قبل از تشكيل اجلاس، با توجه به اطلاعاتي كه در اختيار داشتند اعلام كرده بودند كه كمبودي از نظر عرضه نفت خام در بازارها وجود ندارد و آنچه موجب افزايش قيمت‌هاست دلايلي ديگر غير از عوامل اساسي دخيل در بازار دارد. وقتي كه مي‌گوييم عوامل اساسي يعني آنچه مربوط به تقاضا و عرضه است. حتي به خاطر دارم كه وزير نفت عربستان سعودي نيز در تيرماه چنين اظهارنظري كرده بود. اين موضع‌ وزيران اوپك كاملا طبيعي بود.
اطلاعات در بازارهاي نفت كاملا در حال تغيير است و هر هفته اطلاعات و آمار تازه مي‌شود. آمار ذخاير نفت خام و فرآورده‌هاي نفتي آمريكا و درصد استفاده از ظرفيت پالايشگاهي اين كشور به دليل اينكه بزرگترين مصرف‌كننده و واردكننده نفت جهان است در كل اطلاعات نقش مهمي را ايفا مي‌كند. همچنين در مورد اروپا و كشورهاي OECD نيز با تاخير ناچيزي آمارها به‌روز مي‌شود. در نتيجه وقتي وزيران در اجلاس اوپك اخير حاضر شدند اطلاعات و آمارشان كاملا جديد بود.
 يك هفته پيش از آن هم، كارشناسان كشورهاي عضو اوپك به عنوان نمايندگان ملي به همراه كارشناسان دبيرخانه اوپك در بررسي‌هاي خود به اين نتيجه رسيدند كه اگر طبق تصميم اجلاس‌هاي مشورتي دوحه و نيجريه مبني بر كاهش يك ميليون و هفتصد هزار بشكه‌اي از كل توليد اوپك عمل شود، در طول سال‌جاري ميلادي به طور متوسط 700 هزار بشكه از ذخاير نفت دنيا كاسته خواهد شد.
 طبق مطالعه اوپك درباره سه‌ماهه‌‌هاي مصرف نفت در جهان، در سه‌ماهه‌هاي دوم و سوم سال ميلادي برخلاف سال‌هاي گذشته از ميزان ذخاير كشورها كاسته شده بود. بنابراين زماني كه وزيران نسبت به كافي بودن ميزان توليد اوپك اظهارنظر مي‌كردند اين اطلاعات را در دست نداشتند. همچنين نگراني‌هايي در مورد اقتصاد دنيا وجود داشت. مشكلاتي در بخش مسكن رهني آمريكا وجود دارد كه به ديگر نقاط دنيا نيز سرايت كرده است. اگرچه براي سال‌هاي 2007 و 2008 رشد پنج درصدي اقتصاد در دنيا در نظر گرفته شده است اما باز هم اين نگراني وجود دارد كه آيا مساله مسكن رهني در آمريكا و تسري آن به ساير اقتصاد كشورها ممكن است تبديل به يك بحران در اقتصاد واقعي شود يا خير؟ اين نگراني در ذهن كارشناسان بود و به اجلاس وزيران هم منتقل شد. در مورد اينكه مي‌گوييد اين تصميم اوپك غيرمنتظره بود بايد گفت اگر شرايط همان شرايط يك ماه قبل بود بهترين تصميم ادامه روند گذشته مي‌توانست باشد. با اين حال با توجه به نگراني از اقتصاد جهاني، اجرايي شدن تصميم جديد را نيز حدود 50 روز به تاخير انداختند. در اين فرصت 50 روزه، شرايط بازار خود را نشان مي‌دهد. تا به حال هم شاهد آن هستيم كه اقتصاد جهان به اين تصميم اخير اوپك واكنش منفي نشان نداده است.

++ در مورد اينكه وزيران عضو اوپك بدون در اختيار داشتن تازه‌ترين اطلاعات و آمار اظهارنظر كنند كمي جاي شگفتي است و از طرف ديگر اين تصميم اوپك هرگز منجر به ايجاد ثبات در بازارهاي جهاني نشد بلكه قيمت‌ها افزايش يافت.

شما بايد به تاريخ اظهارنظر وزيران نگاه كنيد.

++ از يك هفته قبل از اجلاس وزيران از سوي رسانه‌هاي بين‌المللي مورد پرسش قرار گرفتند.

من هم توضيح دادم كه اطلاعات مربوط به بازار به طور دايم در حال تغيير است.

++ ولي آيا ممكن است كه براي مثال در طول يك هفته ذخاير استراتژيك نفت آمريكا دچار چنان اختلاف سطحي با هفته گذشته خود شود كه راي اعضاي اوپك را برگرداند؟

كاملا درست مي‌گوييد، اما بايد ميان اطلاعات ذخاير تجاري و استراتژيك تفاوت گذاشت. آنچه بازار را به شدت تكان مي‌دهد سطح ذخاير تجاري است و من بيشتر در مورد اطلاعات و آمار ذخاير تجاري تاكيد مي‌كنم.
اگر گزارش‌ها بيانگر آن باشد كه هفته به هفته ذخاير تجاري كشورهاي مصرف‌كننده نفت در حال كاهش است، به طور حتم منجر به افزايش قيمت‌ها و تاثير در بازار خواهد شد. اما در مورد اينكه چرا پس از اين تصميم اخير اوپك باز هم شاهد افزايش قيمت بوديم، بايد گفت كه اين نشان‌دهنده آن است كه حرف وزيران اوپك مبني بر اينكه از نظر عوامل اساسي مرتبط با عرضه و تقاضا، هيچ نشاني از كمبود عرضه در بازارهاي جهاني وجود ندارد كاملا درست بوده است و علت افزايش قيمت‌ها خارج از اين موضوع بايد بررسي شود.

++ پس اوج‌گيري قيمت نفت به دلايل كاملا سياسي و خارج از بازار اتفاق افتاد؟

يكي از عوامل بسيار تاثيرگذار بحران‌هاي ژئوپلتيك است كه به طور عمده در خاورميانه وجود دارد. همچنين اكنون شورش‌ها و مخالفت‌هاي موجود در نيجريه نيز هنوز بر بازار تاثيرگذار است. برخي مي‌گويند بين 560 تا 800 هزار بشكه نفت اين كشور از توليد خارج است و معلوم نيست كه چه زماني دوباره به چرخه توليد بازگردد. همچنين شش انفجار اخير در خطوط لوله گازرساني مكزيك بدون قطع عرضه، نشان داد كه اين تاسيسات چقدر آسيب‌پذير است پس نگراني‌ها را افزايش داد. بنابراين با آنكه اوپك اعلام كرد سطح توليد خود را از ابتداي نوامبر تا سقف 500 هزار بشكه افزايش خواهد داد، برخي از كارشناسان از ديرهنگام بودن زمان اجرايي شدن اين تصميم سخن گفتند و عده‌اي ديگر هم اين افزايش را ناكافي دانستند. علاوه بر آن عوامل ژئوپلتيك بر تصميم اوپك سايه انداخت.
مسايل مطرح شده در مورد ايران و به‌ويژه موضع وزير امور خارجه فرانسه تاثير بسزايي بر بازار داشت. از سوي ديگر هنوز فصل توفان‌هاي موسمي در خليج مكزيك پايان نيافته و به زودي 400 هزار بشكه از مدار توليد خارج مي‌شود. كمبود ظرفيت پالايشي جهان علت ديگري است و البته عامل بسيار مهم ديگر سرمايه‌هاي كلاني است كه به ويژه در صندوق‌هاي بازنشستگي و سرمايه‌گذاري آمريكا وجود دارد. به طور عمده در سال‌هاي گذشته اين سرمايه‌ها در بازار سهام وارد شد و به سود رسيد. در سال‌هاي اخير نيز اين سرمايه‌ها به بازارهاي نفت هجوم آوردند. نقش آنها كاملا غيرتجاري است به ويژه با حضور در بازار نايمكس، با پيش‌بيني از آينده بازار به خريد اقدام مي‌كنند و همين امر موجب افزايش تقاضا مي‌شود. تمام اين عوامل كه گفته شد به عدم ثبات در بازار منجر شده است.

++ پيش از اينكه به دلايل عدم ثبات بازار با وجود نتيجه اجلاس 145 اوپك بپردازيد، به عواملي كه باعث شد تا سران اوپك به تغيير تصميم پيشين خود اقدام كنند اشاره كرديد. مي‌خواهم بدانم كه در اين تصميم اخير نقش عربستان سعودي تا چه اندازه بوده است؟

در ماه رمضان سال گذشته رشد قيمت‌ها به دليل بالا رفتن حجم ذخاير، افزايش چشمگيري داشت و بنابراين برخلاف اينكه معمولا در اين ماه نشستي توسط اوپك برگزار نمي‌شود، جلسه فوق‌العاده‌اي تشكيل و تصميم به كاهش توليد گرفته شد و پس از آن هم در نشست فوق‌العاده نيجريه، تصميم بر كاهش توليد گرفته شد. آمارها نشان مي‌دهد كه به دليل پايبندي اعضا به ويژه در اوايل دوره اجرايي شدن اين تصميم‌ها، حجم ذخاير تجاري نفت با سرعتي كه رفته‌رفته افزايش مي‌يافت دچار كاهش شد.
در جلسه اخير، اوپك با بررسي‌هاي خود متوجه شد كه ذخاير نفت كشورهاي OECD به سطح مطلوبي رسيده است. مهم همزماني اين تصميم با افزايش تقاضاست چرا كه اوپك پيش‌بيني كرده است كه يك ميليون و 300 هزار بشكه به سطح تقاضا افزوده خواهد شد. در مورد نقش عربستان سعودي شكي وجود ندارد كه به عنوان بزرگ‌ترين صادركننده نفت جهان و با داشتن مازاد ظرفيت توليد بيش از ساير اعضا، به نظرات آن عضو توجه بيشتري نشان داده شود.

++ يعني اين امر در اوپك به عنوان يك امتياز ويژه محسوب مي‌شود؟

نمي‌توان از آن چنين ياد كرد. در اوپك هر عضو تنها حق يك راي دارد. البته نبايد از خاطر برد كه همواره نشريات بين‌المللي تمايل به جلوه دادن تصويري از اوپك دارند كه در آن اختلاف‌ها بسيار است و گروهي در برابر گروهي ديگر قرار گرفته است. اعضاي اوپك اما به درستي مي‌دانند كه در بحث‌ها همه اعضا حضور دارند و هر كدام نيز داراي حق راي هستند.

++ به عبارتي شما مي‌گوييد كه كشورهاي مصرف‌كننده نفت و حتي غيراوپكي‌ها از ابزارهاي رسانه‌اي خود براي داغ‌تر كردن تنور اختلاف‌نظرها استفاده مي‌كنند؟

بله، دقيقا درست است.

++ ولي شما به نفوذ عربستان سعودي و تاثير عمده آن در تصميم‌گيري‌ها اشاره كرديد.

حتما اينطور است و منافاتي با نفوذ ديگر اعضا با توجه به اندازه توليد و صادرات و ظرفيت مازاد توليد آنها ندارد. براي مثال قطر از نظر صادرات و توليد نفت خام، كشور بزرگي نيست اما وزير نفت اين كشور به دليل اينكه سال‌هاي سال در اين سمت بوده به عنوان يك صاحبنظر توجه ديگر اعضا را به خود جلب كرده است. مثال ديگر عراق است. اين كشور امروز سهميه‌اي در اوپك ندارد ولي همچنان به نظر وزير نفت عراق توجه مي‌شود. مطمئن باشيد رسانه‌هاي خاصي وجود دارند كه به دليل نداشتن دل‌خوشي از برخي از اعضاي اوپك سعي در تصويرپردازي‌هاي غيرواقعي دارند.

++ چرا تصميم‌هاي اوپك معمولا در ماه‌هاي اول جدي گرفته مي‌شود و رفته‌رفته توجه به آن كمرنگ مي‌شود. نمونه بارز آن در سخنان خود شما هم وجود دارد. آنجايي كه از تصميم اوپك براي كاهش سطح توليد گفتيد، اشاره‌اي داشتيد به اينكه «به‌ويژه» در ماه‌هاي اول اجرايي شدن تصميم، اعضا پايبند برنامه بودند. همچنين چنان كه در جريان هستيد موسسه تحقيقاتي پترولجستيك در گزارشي آورده است كه كشورهاي ايران، عربستان سعودي و نيجريه در شهريورماه افزايش توليد داشته‌اند.

برخي اوپك را متهم مي‌كنند كه يك كارتل نفتي است اما در يك كارتل معمولا تصميم‌ها محرمانه است. اين در حالي است كه اكثر تصميم‌هاي اوپك كاملا شفاف، روشن و غيرمحرمانه است. گفته مي‌شود ايران طبق تصميم سران اوپك قرار است از كاهش يك ميليون و هفتصد هزار بشكه‌اي توليد، 249 هزار بشكه از توليد خود بكاهد. دو اشكال اينجا پيش مي‌آيد. ما اعلام مي‌كنيم كه منابع اطلاعاتي ثانويه به دلايل سياسي خاص ظرفيت توليد نفتي ما را درست اعلام نمي‌كنند. بنابراين كاهش 249 هزار بشكه ايران از روي اطلاعات منابع ثانويه محاسبه مي‌شود. نكته ديگر اين است كه با وجود تقاضا، خيلي از كشورها احتمال دارد كه به تعهدات خود عمل نكنند و بيشتر منافع ملي خود را مدنظر قرار ‌دهند. چرا كه تعهد در اوپك صرفا تعهدي اخلاقي است. اما در مورد ايران و صحبت‌هايي كه مي‌شود ما اعلام كرده‌‌ايم كه گزارش‌هاي منابع ثانويه اوپك را قبول نداريم چرا كه به دليل اغراض سياسي ظرفيت توليد نفت ايران و ونزوئلا به صورت واقعي در نظر گرفته نمي‌شود.

++ اما در اين گزارش نام عربستان سعودي هم وجود دارد؟

ممكن است ميزان توليد اين كشور از يك‌ماه پس از تصميم افزايش يافته باشد. اين مهم نيست. مهم درصد پايبندي به تصميم است كه با افزايش كل سطح توليد از درصد پايبندي كاسته مي‌شود. من در آخرين گزارش‌هايي كه به دستم رسيده است ديدم كه برخلاف سال‌هاي گذشته، درصد پايبندي ونزوئلا بالا بوده، ولي در مورد ايران چنين نبوده است.

++ با توجه به شرايط قيمتي امروز واكنش آژانس بين‌المللي انرژي را نسبت به تصميم‌هاي اوپك چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

اوپك از اول نوامبر به ميزان 500 هزار بشكه به توليد خود در ماه آگوست اضافه خواهد كرد. آژانس بين‌المللي انرژي، همواره خواهان افزايش توليد بوده و اين طبيعي است چرا كه صرفا در پي منافع كشورهاي پيشرفته و صنعتي جهان هستند. از حالا تا پنجم دسامبر يعني اجلاس فوق‌العاده اوپك در امارات متحده عربي فرصتي براي اعضاي اوپك وجود دارد تا نسبت به تصميم افزايش 500 هزار بشكه‌اي، شرايط بازار را بسنجند. به طور مسلم وضعيت ژئوپلتيك خاورميانه و پيش‌بيني وضع جوي زمستان پيش‌رو در تصميم ماه دسامبر اوپك دخيل خواهد بود. همچنين قرار است كه وزيران عضو اوپك در اواخر آبان‌ماه در رياض نيز جلسه مشتركي داشته باشند كه در آنجا بررسي اين مساله صورت خواهد گرفت.

++ اعضاي اوپك بايد از افزايش سطح قيمت در بازارهاي جهاني خشنود باشند. آيا تلاش براي كاهش قيمت توسط سازمان كشورهاي صادركننده نفت منطقي است؟

اين اشاره شما درست است اما واقعيت آن است كه اوپك نمي‌تواند نسبت به تاثير قيمت‌هاي بالا روي سطح تقاضا بي‌تفاوت باشد. در زمان اوج‌گيري قيمت‌ها چند اتفاق ممكن است روي دهد.
انرژي‌هاي جانشين در اين برهه صرفه اقتصادي پيدا مي‌كند. در گذشته هم ما تجربه قيمت‌هاي بسيار بالا را داشته‌ايم و بنابراين احتمال دارد كه با كاهش تقاضا هدف استمرار درآمدها در اوپك براي توليدكنندگان محقق نشود. اوپك همواره از كاهش يا افزايش چشمگير قيمت نفت خام در بازارهاي جهاني زيان ديده‌ است. اتفاق ديگري كه معمولا روي مي‌دهد آن است كه بلافاصله پس از افزايش قيمت‌ها، قيمت تمام كالاهاي وارداتي و خدمات به ويژه در صنعت نفت افزايش مي‌يابد. بگذريم از اينكه قيمت‌هاي بالاي نفت، انتظارات مردم كشورهاي عضو اوپك را نيز افزايش مي‌دهد، در حالي كه تبديل اين درآمدها به سرمايه و تاثيرگذاري‌ آن بر رفاه عمومي يك پروسه بلندمدت را مي‌طلبد. در نتيجه قيمت‌هاي بالاي نفت هميشه خبر خوبي براي كشورهاي توليدكننده نفت خام نيست. اوپك سال‌هاست كه ديگر قيمت خاصي را به عنوان هدف اعلام نمي‌كند و هميشه در راستاي ثبات بازار گام برمي‌دارد.

++ در سال‌هاي اخير كه شاهد افزايش قيمت‌ها بوده‌ايم، كارشناسان بسياري از احتمال رسيدن بهاي نفت به يكصد دلار در آينده نزديك گفته‌اند. روياي نفت يكصد دلاري زمينه‌ساز بحث‌ها و جدل‌هاي بسياري در محافل سياسي و اقتصادي جهان بوده است. ديديم كه در هفته‌هاي گذشته بهاي جهاني نفت به 84 دلار نيز رسيد و فاصله خود را تا آن رويا كوتاه كرد. از نظر شما اوپك در جلوگيري از تحقق چنين فرضيه‌اي موفق مي‌‌شود؟

بازار نفت بازار پيچيده‌اي است. حتما آنهايي كه از نفت يكصد دلاري سخن مي‌گويند فرضيه‌اي مستدل دارند. ما مي‌توانيم شاهد نفت يكصددلاري با تحقق چند شرط باشيم. اگر بحران‌هاي ژئوپلتيك از آنچه امروز هست حادتر شود يا اينكه با توفان‌هاي شديدتر از آنچه دو سال پيش شاهد بوديم مواجه شويم امكان تحقق آن وجود دارد.

++ فرض را بر اين بگيريم كه شرايط مستعد باشد، آيا اوپك توان جلوگيري از رسيدن بهاي نفت به يكصد دلار را دارد يا خير؟

اوپك در آن موقع هيچ كاري نمي‌تواند انجام دهد. ما وقتي كه مي‌گوييم قيمت‌ها ممكن است در فصل زمستان تغيير نكند، شرط يك وضع جوي معمولي را در نظر گرفته‌ايم. حال آنكه ممكن است عكس آن روي دهد. من جزء كساني نيستم كه بدون اعلام فرضيه، از افزايش بهاي نفت سخن بگويم.

++ فرضيه شما چيست؟

به نظر من هيچ‌كس نمي‌تواند به طور قطع آينده بازار نفت را پيش‌بيني كند. ما از حالا نمي‌توانيم در مورد وضع جوي زمستان يا وقوع توفان‌هايي با شدت كاترينا و ريتا نظر دهيم. به هر حال تاريخچه قيمت نفت را كه مرور مي‌كنيم به قيمت‌هاي بسيار بالا برمي‌خوريم.

++ اما قيمت‌هاي موجود سابقه تاريخي ندارد.

فراموش نكنيد امروز ما با قيمت‌هاي اسمي مواجه هستيم. قيمت‌هاي واقعي اما بايد با ميزان تورم و ارزش دلار سنجيده شود. در اين صورت قيمت‌هاي امروز در بازارهاي جهاني نفت، با قيمت‌هاي سال 1979 در پي وقوع انقلاب اسلامي در ايران و همچنين قيمت‌هاي سال 1980 كه بر اثر حمله نظامي عراق به ايران شاهد آن بوديم، هنوز هم فاصله دارد. به هر حال من قيمت يكصد دلار براي نفت را رويا نمي‌دانم. چرا كه واژه رويا بار مثبتي دارد. اين خبر خوشي نخواهد بود چرا كه از قدرت خريد كشورهاي صادركننده نفت به دليل كاهش ارزش دلار بسيار كاسته شده است. من نگران گراني‌هايي هستم كه در صورت افزايش قيمت نفت، اقتصاد جهان و كشورمان را تحت تاثير قرار مي‌دهد.


+ این گفتگو در هفته نامه شهروند امروز منتشر شد
++ بازانتشار در ایران امروز

۱۳۸۷ مرداد ۲۵, جمعه

قطع برق، خودزنی دولت احمدی‌نژاد بود


گفتگو با رادیو زمانه


قطع برق که روزانه حداقل دو ساعت طول می‌کشد در تابستان امسال که درجه حرارت تا ۴۰ درجه سانتی‌گراد بالا رفته باعث مختل شدن زندگی در منزل و حتی در محل کار شده است.

در دهه‌ ۶۰ قطع برق به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره پذیرفته شده بود؛ ولی ایرانی‌ها در حال حاضر این سوال را مطرح می‌کنند که چرا درآمدهای بی‌سابقه‌ نفتی که در شش ماهه اول سال میلادی جاری بالغ بر چندین میلیارد دلار بوده، تاثیر ناچیزی بر سطح زندگی آن‌ها دارد.

یک شهروند تهرانی می‌گوید: «همه این کارها را برای صرفه‌جویی کرده‌اند ولی اسراف کاملاً مشهود است. مثلاً اگر جشن یا تولد مذهبی باشد در سطح شهر از لامپ استفاده می‌کنند و برق چندین برابر مصرف خانگی مصرف می‌کنند. در کنارش عده‌ای در ظهر گرما در تابستان برق ندارند و باید صرفه‌جویی کنند.»

دولت خشکسالی را دلیل اصلی کمبود برق می‌داند ولی برخی کارشناسان چنین ادعایی را رد می‌کنند و می‌گویند که ۹۰ درصد از ۳۶ هزارمگاوات برق در نیروگاه‌های حرارتی تولید می‌شوند، نه در نیروگاه‌های آبی.

علی خردپیر، روزنامه‌نگار اقتصادی در حوزه‌ انرژی می‌گوید: «به شدت با مشکل رشد مصرف انرژی روبه‌رو هستیم که برق هم قسمتی از آن است. برای مسأله‌ای به نام مشکل تأمین انرژی در کشورمان می‌توانیم ریشه‌های فرهنگی و سیاسی پیدا کنیم. به این معنی که مردم کشور ما برای بهره‌گیری مناسب از انرژی آموزش ندیده‌اند.»

این روزنامه‌نگار معتقد است: «‌افزایش مصرف انرژی غیر از بحث فرهنگی با چند موضوع دیگر هم مرتبط است. یکی از دلایل افزایش مصرف انرژی، رشد لجام‌گسیخته‌ جمعیت است. شتاب گرفتن شهرنشینی و آموزش ندیدن مردم از دلایل دیگر است.

امروز دولتمردان ما می‌گویند ما با مردمی سروکار داریم که مصرف انرژی آن‌ها بی‌رویه است. به دلیل این‌که یارانه پرداخت می‌کنند و انرژی ارزان قیمت دریافت می‌کنند که یکی از آن‌ها هم برق است؛‌ این‌ها در حد بالایی مصرف دارند و در واقع ما با هر کاری که انجام می‌دهیم، همواره از آن‌ها عقب هستیم.»

علی خردپیر در مورد انتقاداتی که به این طرح وارد است، توضیح می‌دهد: «مردمی که در یک کشور ثروتمند از لحاظ ذخایر انرژی زندگی می‌کنند انتظار دارند در مورد مسأله‌ای مثل برق دچار مشکل نباشند.»

او ادامه می‌دهد: «ما الان در شرایط جنگی به‌سر نمی‌بریم که برق را جیره‌بندی کنند. قطعی برق حتی باعث توقف خطوط تولید کارخانه‌‌ها شده است. یکی از ضربه‌های مهمی که دولت آقای احمدی‌نژاد به خود زد قطع برق در تابستان ۸۷ و بحران گاز در زمستان سال گذشته است و مردمی که هزینه زیادی بابت این موضوع پرداخت کرده‌اند، این موضوع را به سادگی از یاد نمی‌برند.»

 
 + این گفتگو در سی مرداد 1387 از رادیو زمانه پخش شد . فایل صوتی را اینجا بشنوید.

۱۳۸۷ تیر ۱۱, سه‌شنبه

قرارداد ۷۰۰ میلیون یورویی به دولتی‌ها داده شد


قرارداد 742 میلیون یورویی حفاری فازهای 17 و 18 میدان گازی پارس جنوبی شب گذشته میان دو شرکت دولتی نفت و گاز پارس و شرکت ملی حفاری به امضا رسید.

این دو فاز که از موقعیت ویژه‌ای در بزرگترین میدان مستقل گازی و مشترک میان ایران و شیخ‌نشین قطر برخوردار است طبق قرار داد باید توسط یک کنسرسیوم ایرانی متشکل از سازمان گسترش و نوسازی صنایع (ایدرو)، شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی و نیزشرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت (اویک) توسعه یابد.

در حال حاضر و با توجه به تحریم‌های غرب علیه دولت جمهوری اسلامی ایران که هر روز نیز به دامنه آن افزوده می‌شود، شرکت نفت و گاز پارس چاره‌ای جز تحویل طرح حفاری به شرکت ملی حفاری از زیر مجموعه‌های وزارت نفت نداشت و این در حالی است که این شرکت هنوز کار خود را در فارهای 9 و 10 همین میدان گازی به پایان نرسانده و علاوه بر آن موظف است که در آینده‌ای نزدیک حفاری میدان گازی کیش را هم آغاز کند.

شرکت نفت و گاز پارس به‌عنوان کارفرمای پارس جنوبی که توده‌ها آن را با نام عسلویه می‌شناسند، وعده حضور سیف‌اله جشن ساز مدیرعامل شرکت ملی نفت را داده بود. در مراسم عقد قرارداد روزگذشته نه تنها مدیرعامل شرکت ملی نفت غایب بود بلکه علی وکیلی مدیرعامل نفت و گاز پارس هم با 20 دقیقه تاخیر به ساختمان میهمانسرای نفت وارد شد. این پرسش را مسئولان باید تاب تحمل آورند که چگونه باید به اجرای به موقع طرح‌های کلانی نظیر آنچه در پارس جنوبی در دست اقدام است خوشبین بود در حالی که برگزاری یک مراسم ساده با 40 دقیقه تاخیر صورت می‌گیرد.

حفاری فازهای مرزی

شرکت ملی حفاری بدون داشتن رقیب عملیات حفاری 27 حلقه چاه، شامل 25 حلقه چاه تولیدی و 2 حلقه چاه توصیفی را برای دو سکو براساس قراردادی به مبلغ 742 میلیون و 276هزار یورو در فازهای 17 و 18 میدان گازی پارس جنوبی عهده دار شده است. به گفته کارشناسان این دو مرحله در طرح توسعه میدان گازی پارس جنوبی از موقعیت ویژه‌ای بر خوردار بوده و باید توجه خاصی به توسعه و بهره وری از آن نشان داده شود. فازهای 17 و 18 پارس جنوبی در خط مرزی ایران و قطر واقع شده و بر این اساس سرعت در استحصال گاز ضروری به‌نظر می‌رسد. قرارداد حفاری در این دو مرحله به‌صورت کلید در دست است و اینچنین شرکت ملی حفاری تمامی مراحل حفاری را شامل تهیه و انتقال دکل حفاری، تهیه کالا و تجهیزات، خدمات و لجستیک را برعهده دارد.

فازهای 17 و 18 برای تولید روزانه 50 میلیون مترمکعب گاز طبیعی، 400 تن گوگرد و تولید سالانه یک میلیون تن اتان و بیش از یک میلیون تن پروپان و بوتان قرار است توسعه یابد. شنیده‌ها حاکی است که در حال حاضر عملیات توسعه این دو مرحله با نگاهی خوشبینانه تنها در حدود 15 درصد پیشرفت فیزیکی دارد.

نفت، هدف دشمن است

حیدر بهمنی مدیرعامل شرکت ملی حفاری پیش از امضای تشریفاتی قرارداد حفاری فازهای 17 و 18 در حضورخبرنگاران سخنانی گفت که کمتر از زبان مدیران نفت شنیده می‌شود و بیشتر از جنس سخنان رئیس دولت بود.
بهمنی گفت: « انقلاب نفت، شاه را به زانو درآورد.» وی ادامه داد: « نفت چه پیش و چه پس از انقلاب همیشه در خط‌مقدم بوده است.» و افزود : « وقتی کارگران شیرهای نفت را بستند شاه مجبور به فرار از کشور شد. این نفت بود که در انقلاب شاه را به زانو درآورد و اکنون هم کار اصلی مدیران نفت این است که از نفت محافظت کنند.»  مدیرعامل شرکت ملی حفاری گفت: «نفت در زمان جنگ هم هدف دشمن بود و اینگونه همیشه نفت پیشقراول بوده است چراکه کارهای بزرگ انجام داده است.»

اشاره بهمنی به شرایط تحریم جمهوری اسلامی بود که گفت: « دیدید که بر سر تاسیسات نفتی ما در زمان جنگ با عراق چه آوردند و الان هم که کشور مورد تحریم است، دشمن نفت را هدف گرفته است. اگر ما در این بخش آسیب ببینیم در همه مسائل دیگر با مشکل روبه‌رو خواهیم شد.»
بهمنی پس از اینکه بارها بر اهمیت نفت در مسئله تحریم‌های سیاسی و اقتصادی کشور تاکید کرد، گفت: « اکنون برای مهندسان آمریکایی قابل باور نیست که ما در حفاری، ساخت و نصب سکو‌ها به‌خودکفایی رسیده باشیم. ممکن است که در مورد تجهیزات و ماشین آلات با مشکل مواجه باشیم اما در بخش نرم افزار مشکلی نداریم.»

بی خبری معاون برنامه‌ریزى وزیر نفت

اکبر ترکان، معاون وزیر نفت در امور برنامه‌ریزی در حاشیه مراسم امضای قرارداد حفاری فازهای 17 و 18 پارس جنوبی در جمع خبرنگار بود. وی درخصوص اساسنامه شرکت ملی نفت که هنوز به مجلس تحویل نشده است، گفت: «براساس آخرین نظرات آقای نوذری (وزیر نفت) اساسنامه شرکت ملی نفت تدوین شده است و به مجلس خواهد رفت.»

وی همچنین درباره تغییرات اساسنامه توضیح داد که: «چون اصل 44 و تدابیر مقام معظم رهبری ابلاغ شده است، صنایع پایین دستی باید خصوصی شود و دیگر دولت مجاز به سرمایه‌گذاری در موارد ذیل اصل 44 نیست. هم مقام رهبری این موضوع را ممنوع کرده است و هم قانونگذار. بنابر این، چنین مسئله‌ای روی اساسنامه شرکت‌ها تاثیر می‌گذارد. در واقع بر این اساس بخش‌های نامبرده شده در اصل 44 را به‌خصوصی‌ها واگذار می‌کنند. کل موضوع تغییر اساسنامه شرکت ملی نفت و اعمال نظرات آقای وزیر همین است.»

دیگر پرسشی که ترکان سربسته پاسخ داد مربوط به تصمیم تحریم فروش بنزین از سوی کنگره ایالات متحده آمریکا بود. وی درباره اینکه وزیر نفت چه راهکارهایی را در نظر دارد سکوت کرده و نظر خود را چنین توضیح داد: «برای مقابله با مسئله تحریم احتمالی فروش بنزین به کشور راهکارهای بسیاری وجود دارد که از آن جمله، می‌توان بهره‌گیری از کارت‌های هوشمند سوخت را در نظر گرفت. به هر حال وزیر نفت راهکارهای جامع تری را نیز درخصوص تهیه بنزین در آن شرایط در نظر دارد.»

در بخش دیگری از پرسش‌ها ترکان درباره سرمایه‌گذاری در میدان‌های نفت و گاز گفت:«خوشبختانه امسال مجلس برای سرمایه‌گذاری در پارس جنوبی اقدام خوبی کرد. هم سهم شرکت ملی نفت در سال‌های قبل را به این طرح اختصاص داد و هم3 درصد از ارزش تولید نفت خام را به میزان سرمایه‌گذاری‌ها اضافه کرد.»
وی افزود: «پیش از این 6 درصد از ارزش نفت خام تولیدی به توسعه میدان‌های نفتی کشور تعلق می‌یافت که امسال با افزوده شدن 3 درصد از این ارزش به توسعه فازهای پارس جنوبی، این رقم به 16 میلیارد دلار خواهد رسید که سرمایه‌گذاری مناسبی ارزیابی می‌شود.»

ترکان تصریح کرد: «16 میلیارد دلار برای سرمایه‌گذاری در طرح‌های نفت و گاز کشور در طول یک سال کافی است و نیاز دیگری نداریم. چرا که این رقم بیش از مقادیری است که در گذشته به‌طور سالانه سرمایه‌گذاری شده است و توانسته‌ایم جذب کنیم.»  وی خاطر نشان ساخت: «بیشترین مقدار جذب سرمایه‌گذاری در پارس جنوبی سالانه 3 میلیارد دلار بوده است.
درآمد حاصل از 3 درصد ارزش تولید نفت خام که مجلس مجوزش را صادر کرده است 5 میلیارد دلار است.»
و اما گفت‌وگوی خبرنگار همشهری عصر با ترکان چنین بود:

•مجلس نمایندگان ایالات متحده جدای از بحث تحریم فروش بنزین به ایران درحال تصمیم‌گیری روی منع خرید فرآورده‌های پتروشیمی است. در این باره چه موضعی اتخاذ می‌کنید؟

من این خبر را نشنیده‌ام.

•این طرح تامین بنزین کشور در دوران تحریم ظرف 48 ساعت چیست؟

از خود آقای وزیر بپرسید.

•در مورد ساختن پالایشگاه در عراق توضیح دهید.

نمی‌دانم. من خبر ندارم.

•چه طور شما خبر ندارید. اعلام شد که دولت قرار است در جنوب عراق پالایشگاه تاسیس کند.

نه. من در جریان نیستم.

•مطرح شده که طرح جامع انرژی در دست تهیه است.

نمی‌دانم. چه کسی مطرح کرده ؟

•شنیده شد که دولت قصد تهیه این طرح را دارد.

بگذارید کسانی که چنین طرحی را در نظر دارند، خودشان توضیح دهند.

•درخصوص هدفمند کردن یارانه‌ها، آن بخشی که مربوط به وزارت نفت می‌شود چطور ؟

آن هم مربوط به یک کارگروهی است که براساس ماموریت رئیس‌جمهوری به این کار مشغول است. این کار انفرادی نیست و جمعی است. وقتی این جمع به نتیجه رسد، ماحصل کار اعلام خواهد شد.

•اگر ممکن است در این باره توضیح دهید که چه راهکارهایی برای هدفمند کردن یارانه‌های انرژی در این کارگروه مطرح شده و این جمع در چه مرحله از بررسی و تصمیم‌گیری است؟

این بحث‌ها را خود کارگروه مطرح خواهد کرد.

•تکلیف تاسیس صندوق سرمایه‌گذاری پارس جنوبی چه شد؟

این موضوعی مورد گفت‌وگو است. رئیس‌کل بانک مرکزی با اصل صندوق سرمایه‌گذاری برای نفت موافقت کرده است اما هنوز ترتیبات آن بین وزارت نفت و بانک مرکزی نهایی نشده است.

•عنوان کرده بودید که این صندوق خارج از کشور دایر می‌شود...

هنوز ترتیبات اجرایی صندوق معین نشده است.

•اما یکی از بانک‌های عرب و اگر اشتباه نکنم در بحرین قرار بود که همکاری کند.

زمانی قرار بود که این کار صورت بگیرد ولی چون شرایط تغییر کرده است باید متناسب با شرایط تصمیم گرفت.

•پس مذاکره با بانک بحرینی منتفی است؟

من نگفتم منتفی است. گفتم با شرایط جدید تصمیم می‌گیریم.

•آیا امکان دارد که این صندوق در طرح تاسیس بانک صنعت نفت ادغام شود ؟

نه این دو ربطی هم ندارد. بانک صنعت نفت بانکی دولتی و این صندوق مشارکتی است.

•باتوجه به تاخیر به وجود آمده در پیگیری مذاکرات قرارداد کرسنت (فروش گاز به امارات) شنیده می‌شود که گاز ایران به شارجه نخواهد رفت و...

من برنامه کرسنت را مطلع هستم اما مذاکرات این قرارداد با شرکت ملی صادرات گاز است.

•امکان دارد که از همین برنامه بگویید؟

قرار است که گاز تولید میدان سلمان را به جزیره سیری بیاوریم. بخشی از این گاز به امارات صادر و بخشی دیگر نیز به ساحل خودمان انتقال داده می‌شود. مذاکرات در حال انجام است. چراکه قیمت نفت در جهان تغییر کرده است و بنابراین بهای گاز در نظر گرفته شده در قرارداد نیز که براین اساس بوده باید تغییر کند. صادرات گاز به قیمت‌های سابق عملی نیست و باید بر سر قیمت‌های جدیدی طرفین به نتیجه برسند که این موضع در حال مذاکره است.

•این که می‌فرمایید اکنون طرفین در حال مذاکره هستند، منظورتان چه گروهی است و کجا مذاکره می‌کنند ؟

شرکت ملی صادرات گاز را گفتم.

•الان؟

منظورم از الان همین امروز که اینجا ایستاده‌ایم نیست بلکه به آنها ماموریت داده شده است که روی قیمت جدید با طرف مقابل به توافق برسند.

•اخباری که رسانه‌های اماراتی منتشر می‌کنند اما حاکی از آن است که دولت ایران بر سر میز مذاکره حاضر نمی‌شود.

نه این‌گونه نیست. اگر وزیر نفت ایران نماینده دولت در این مورد محسوب می‌شود باید دانست که وی بر این نظر است که باید این مذاکرات را جلو ببریم و این مذاکرات ادامه خواهد یافت. اما صادرات با قیمت‌های قبلی هرگز عملی نیست.


+ سه شنبه 11 تیر 1387++ لینک اصلی

۱۳۸۷ تیر ۹, یکشنبه

جزئیات پرونده کرسنت، از آغاز تا پایان


گاز ایران بیش از آنکه برای همسایه ترک ما در شمال غرب کشور دردسر آفرین باشد که دست کم هر سال باید در پی قطع آن به فکر چاره باشند برای صاحب آن مسئله‌ای تازه است. مسئله‌ای که در یک دهه گذشته با کشف ذخایر جدید و شفاف نبودن سیاست‌های کلی نظام درباره شیوه بهره گیری از آن می‌رود تا چنان نفت، مقوله‌ای از آن دست که نعمت است یا نغمت بیافریند.

ایران با دارا بودن 17 درصد ذخایر گاز جهان پس از روسیه بیشترین ذخایر گاز را درمیان کشورها داراست. با این همه همچنان تولید گاز درایران به سطح مطلوب نرسیده و کمبود گاز در زمستان با کوچکترین مشکلی خودنمایی می‌کند. شاهد مثال هم زمستان 86 است که دیر زمانی از آن نگذشته و ملت، سرمای سختی که به گفته خود مسئولان در نیم قرن گذشته بی‌سابقه بود را به خاطر دارند.

زمستان گذشته تنها به‌دلیل قطع واردات روزانه 20 میلیون مترمکعب گاز از ترکمنستان اتفاق افتاد و این در حالی است که به‌طور میانگین هر مرحله میدان گازی پارس جنوبی به‌عنوان بزرگترین میدان مستقل گازی و مشترک میان ایران و قطر توان تولید 25 میلیون مترمکعب گاز در روز را داراست. پارس جنوبی اما در دولت نهم و با تغییر فضای دیپلماتیک در گوشه رینگ گرفتار آمده است. تاخیر در فازهای 6 تا 8 و نیز تعطیلی فازهای 9 و 10 در کنار بلاتکلیفی فازهای جدید و کناره‌گیری شرکت‌های معتبری چون شل و استات اویل از همکاری در ساخت کارخانه ال ان جی در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس همه گویای شرایطی است که در نهایت دومین دارنده گاز جهان را مجبور به واردات این حامل انرژی از ترکمنستان ساخته است.

در این میان اما موضوع صادرات به یکی از مهم‌ترین مقولات مرتبط با اقتصاد انرژی ایران بدل شده است. در حالی که تنها ترکیه خریدار گازطبیعی سرزمین ایرانیان است و آن هم تا کنون بارها و بارها دچار توقف شده است، گروهی در تلاش برای جلوگیری از هرگونه صادرات گاز و گروهی دیگر هم خود را به کار بسته مگر که مشتری تازه‌ای به میز مذاکره آوردند. شاید تازه‌ترین این تلاش هم مذاکره با لهستانی‌ها باشد که دولت نهم می‌خواهد روزانه 20 میلیون مترمکعب گاز را به‌صورت خشک یا مایع‌سازی‌ شده به آن کشور تحویل دهد. اگر چه هنوز تفاهمنامه‌ای در این باره به امضا نرسیده است و مشخص نیست که این گاز از کدامیک از منابع تامین خواهد شد اما جنجالی‌ترین قرارداد صادرات گاز به طرح انتقال گاز سلمان به شیخ نشین 37 ساله امارات است که در کارنامه دولت اصلاحات ثبت شد.

قراردادی که به کرسنت مشهور شد و در نهایت هم در سکوت خبری رسانه‌های ایرانی هیچ گازی از جزیره سیری به سوی شارجه نرفت. در این یک سال گذشته جراید اماراتی بسیار تلاش کردند که مذاکرات قرارداد به تعلیق در آمده کرسنت را در حال ادامه نشان دهند.
برای اماراتی‌ها مهم بود که گاز ایران توسط یک خط لوله به شارجه رفته و با کمترین هزینه این حامل پاک انرژی را در حد نیاز صاحب شوند. گازی که در واقع توسط یک واسطه به دیگری تحویل داده می‌شد.

قرارداد در دولت سید محمد خاتمی به امضای طرفین رسیده بود. دولتی که عزم خود را برای رویکرد سیاست همگرایی خارجی و جلب توجه اروپائیان در طرح‌های اقتصادی کشور جزم کرده بود. سیاست تنش زدایی خاتمی، منجر به باز شدن پای توتال، استات اویل، انی، رپسول و دیگر کمپانی‌های ریز و درشت اروپایی به کشور شد. از سویی دیگر در همین دولت شیوه قرارداد‌های نفتی موسوم به بای‌بک با همه مخالفت‌‌های شورای نگهبان قانون اساسی به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید و اجرایی شد. اگر چه در موفقیت قراردادهای بای بک مناقشه است اما قرارداد‌هایی به امضا رسید و سرمایه‌هایی به کشور آمد.
در دولت خاتمی قرارداد خارجی، هنوز معنی خود را در صنایع به ویژه نفت و گاز از دست نداده بود و هر تفاهمنامه‌ای را به این نام نمی‌خواندند.

کرسنت در همان موقع به امضا رسید. فروش گاز به امارت متحده عربی هم گام دیگری در وحدت با عرب‌های حاشیه خلیج فارس بود. اگرچه دولت خاتمی آب را به کویت نتوانست صادر کند اما گازی را هم که قراردادش با اماراتی‌ها منعقد شده بود هم توسط دیوان محاسبات در جزیره سیری باقی ماند تا بالاخره با مختومه شدن پرونده این قرارداد به سوی مرزهای خشکی ایران روانه شود.

کرسنت چه بود؟

وزیر نفت در سیزدهمین نمایشگاه بین‌المللی نفت، گاز و پتروشیمی تهران گفته بود که درصورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات با اماراتی‌ها درخصوص اجرایی شدن قرارداد کرسنت، گاز سیری به سوی عسلویه روانه خواهد شد. شاید این سخن غلامحسین نوذری وزیر دوم نفت دولت احمدی‌نژاد چندان به رسانه‌ها کشیده نشد اما اکنون با عقدی دیگر، فسخ آن قرارداد محرز است. چراکه شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران طرح ساخت خط لوله سیری – عسلویه را عهده دار شده است.

مسعود سلطانپور از اعضای انصار حزب‌الله مدیر عاملی این شرکت را پس از مهدی هاشمی رفسنجانی عهده دار شد. سلطانپور که در دولت اصلاحات از حضور شرکت‌های خارجی در طرح‌های نفت و گاز گلایه‌های بسیار داشت در حال حاضر از پر کار‌ترین‌هاست. خط لوله‌ای که قرار است گاز مورد نظر کرسنت را به خاک عسلویه بازگرداند 2 هزار و 800 کیلومتر است.
اما جزئیات قرارداد کرسنت چه بود؟  قراردادی که پس حتی وزیر نفت دولت اصلاحات نیز پس از هشت سال مدیریت بزرگترین وزارتخانه اقتصادی کشور به ارزان فروشی گاز متهم شد و در این باره چند تن هم بازداشت شدند.

انحصار گاز در دست کرسنت

قرارداد خرید و فروش گاز میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت نفتی بین‌المللی کرسنت در تاریخ 25 آوریل 2001 میلادی برابر با 5 اردیبهشت 1380 خورشیدی منعقد شد.
اسناد حقوقی این قرارداد مشتمل بر یک قرارداد اصلی، 2 اصلاحیه و 6 توافقنامه جانبی یا به‌اصطلاح الحاقیه است. براساس اسناد موجود، اصلاحیه اول تا الحاقیه ششم بین 11 آوریل 2001 تا جولای 2004 مورد توافق واقع شده است.

دیوان محاسبات کشور این قرارداد را از نظر قیمت، تضمین‌ها و شرایط قرارداد، حاوی ایرادات متعدد وغیر قابل توجیه خواند. در گزارش دیوان محاسبات آمده است که: « ابعاد اشکالات وارد بر این قرارداد به اندازه‌ای گسترده است که آشکارا با اصول و مقررات و رویه‌های حاکم بر قراردادهای بین‌المللی خرید و فروش گاز مغایرت داشته و کاملا مخالف منافع و مصالح کشور است.»

انتخاب کرسنت برای عقد قرارداد اما براساس مذاکره مستقیم بود. شرکتی خصوصی که گاه از آن با عنوان کرسنت شارجه هم یاد می‌شود. یکی از ایرادات مهمی که براین قرارداد گرفته شد این بود که فاقد مصوبه شورای اقتصاد بوده است.
مقادیر در نظر گرفته شده برای صادرات گاز میدان سلمان از اول اوت 2005 تا پایان آوریل 2006 روزانه 198 میلیون فوت مکعب و در سال 2007 نیز 330میلیون فوت مکعب و در نهایت در سال ششم قرارداد 450 میلیون فوت مکعب مورد توافق واقع شده بود که در مجموعه مدت این قرارداد 25 سال در نظر آمد.

گاز ایران می‌بایست از اول مارس 2003 به شارجه می‌رسید که در نهایت حسب توافق ثانویه به اول آگوست 2005 موکول شد. این تاریخ هم گویی چندان واقع گرایانه نبود از آن روی که در الحاقیه ششم تاریخ شروع قرارداد به اول دسامبر 2005 تغییر یافت.
دولت اصلاحات در نهایت امیدوار بود که گاز را از سال 2006 به شرکت کرسنت تحویل دهد که هرگز چنین نشد و دیوان محاسبات پر زورتر ظاهر شده بود چنان‌که دولت سوم تیر هم شعار مبازره با مافیای نفت سر می‌داد و این دو همزمان شد.

مخالفان کرسنت از الحاقیه سوم بسیار خشمگین بودند. الحاقیه‌ای که برای کرسنت حق تقدم واردات گاز ایران به امارات را اعطا می‌کرد که امتیاز بزرگی برای این شرکت بود. اما چندی بعد فضای داخلی ایران سبب شد که در الحاقیه ششم این امتیاز از کرسنت سلب شود. اما به جای آن شرکت ملی نفت متعهد شد که در طول25 سال قرارداد، به هیچ شرکت دیگری در امارات گاز نفروشد. این موضوع در تاریخ 30 اردیبهشت سال 1383 خورشیدی مورد توافق و تصویب هیأت‌مدیره شرکت ملی نفت قرار گرفت.

از سویی دیگر در قرارداد کرسنت، ریسک مخزن متوجه شرکت ملی نفت ایران بوده است و بر این اساس درصورتی که به هر دلیل امکان برداشت از مخزن گاز سلمان از بین برود، مسئولیت آن بر عهده شرکت ملی نفت بوده و این شرکت ملزم است گاز موضوع قرارداد را از هر مخزن دیگری تامین کند.

قیمت، مهم‌ترین اتهام

بیژن نامدار زنگنه و مدیران همراه و همکار وی در قرارداد کرسنت همه متهم به ارزان‌فروشی شدند. البته دادگاهی تشکیل نشد مگر بازجویی‌هایی که از برخی از نفتی‌های سابق در این باره به عمل آمده است اما این وزیر 8 ساله نفت را که اتفاقا بیش از هر چهره دیگری در نظام جمهوری اسلامی در مسند وزارت بوده است و پس از پایان دولت اصلاحات نیز به صندلی مجمع تشخیص مصلحت اکتفا کرد را بسیار نقد کردند که می‌خواست گاز ایران را به ثمن بخس به عرب‌ها بفروشد.

اسناد اما چه می‌گوید؟ براساس مصوبه سوم اردیبهشت سال 80 هیأت‌مدیره شرکت ملی نفت فرمولی برای قیمت‌گذاری گاز تحویلی تعیین کرد که براساس آن قیمت گاز برای 7 سال نخست اجرای قرارداد ثابت بماند. به این ترتیب که به محض آغاز زمان تحویل گاز تا 7 سال از شروع زمان تحویل بهای آن بدون تغییر می‌ماند. بر این اساس بهای گاز تحویلی برای 7 سال نخست بر پایه هر بشکه نفت خام 18 دلار به مبلغ 50 سنت برای هر یک هزار فوت مکعب تعیین شده بود. بر پایه همین محاسبات بود که پایه قیمت هر یک هزار مترمکعب گاز تحویلی برای 7 سال اول اجرای قرارداد معادل 17 دلار و 50 سنت تعیین شد.

بهای گاز برای سال هشتم به بعد نیز بر مبنای فرض میانگین قیمت نفت خام دوبی و عمان 40 دلار برای هر یک هزار فوت مکعب 1 دلار و یازده سنت و به عبارت دیگر برای هر یک هزار مترمکعب 38 دلار و 85 سنت بود.

برآورد وزارت نفت این بود که درآمد حاصل از این قرارداد در طول 25 سال حدود 3 هزار و 300 میلیون دلار خواهد بود که اکنون اصل قرارداد به فراموشی سپرده شده و گازنیز پس از ساخت خط لوله به سوی عسلویه روانه می‌شود. آنچه که آمد تنها بخشی از محتوای اسناد قرارداد کرسنت است که به دو موضوع قیمت و حق انحصار می‌پرداخت. شنیده‌ها حاکی از آن است که اگر چه دو طرف طی ماه‌های اخیر مذاکره مستقیمی نداشته‌اند اما اماراتی‌ها همچنان دولت ایران را مقصر تعلیق قرارداد می‌دانند. آنان همچنان مایل هستند که مذاکرات از سر گرفته شود و گویی در داخل دست‌هایی برای جلوگیری از اجرایی شدن این قرارداد دخیل است.

مسئولان مستقیم این قرارداد بارها از آنچه به توافق طرفین رسیده بود دفاع کرده و معتقدند که در امارات مشتری مناسب‌تری برای گاز ایران یافت نمی‌شود. به هر روی هنوز وزارت نفت دولت احمدی‌نژاد به‌صورت رسمی فسخ و فراموشی قرارداد را اعلام نکرده است.

+ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۸۷