۱۳۹۲ خرداد ۳۱, جمعه

عبور از شعار و ضرورت تعقل در نگاه سیاسی


گاه به این فکر فرو می روم که اگر این شعاردهندگان و انشانویسانی که جز بی منطق حرف زدن، انگ زنی، نفرت پراکنی و دشمنی با در و دیوار به نام مبارزه با جمهوری اسلامی تولید دیگری ندارند، لااقل روزی ۱۰ دقیقه وقت می گذاشتند تا نکته تازه ای یاد بگیرند، نه تنها خود را مضحکه درون و برون مرز نمی کردند بلکه فردا روزی هم که به زادگاهشان باز می گشتند حس کسی را نداشتند که چنان اصحاب کهف از خواب دیرین برخواسته اند. آموختن و نو شدن اما کار زیردستان است و نه رهبران مادرزاد.

۱۳۹۲ خرداد ۳۰, پنجشنبه

ساده ترین اظهارنظر سیاسی ممکن

پیش بینی های بسیاری نقش بر آب شد. جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ در تاریخ معاصر ایران سندی شد بر آن که اولا مواجهه حاکمیت جمهوری اسلامی با جنبش های خودجوش اجتماعی غیرقابل پیش بینی است و از این رو کمتر می توان با قطعیت درباره اش سخن گفت.
ثانیا با موثر افتادن حمایت چهره های اصلی حامی جنبش اصلاح طلبی از حسن روحانی و در نهایت کسب ۵۰/۷ درصد آرا آنهم تنها چهار سال پس از گذشت از کودتا، نشان داد که همچنان امید به حرکت تدریجی به سوی تحقق دموکراسی در ایران زنده است. 

۱۳۹۲ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

بازی ۵ به ۱ و معمای پیچیده خرداد

سرانجام خاتمی اعلام کرد که حامیِ حسن روحانی است. پیش از این هم روحانی از سوی هاشمی و خاتمی تمجید شده بود و باوجود رای خانواده روح الله خمینی و جمعی از اصلاح‌طلبان به ویژه مشارکتی‌ها به محمدرضا عارف، روشن بود که نگاه پراگماتیست‌ها به روحانی است. چه برای نمونه همراهی «کارگزاران» با «اعتدال و توسعه» بدیهی است.

تا اینجا که تنها سه روز به برگزاری انتخابات باقی است، با انصراف حداد عادل و محمدرضا عارف از جمع نامزدها، پنج اصولگرا و یک نامزد مورد حمایت اصلاح‌طلبان در صحنه دیده می شوند. از میان اصولگرایان سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف نقش برجسته‌تری در جلب توجه ها داشته و دارند. گمان نمی‌رود علی اکبر ولایتی و محسن رضایی قادر باشند گوی رقابت را از جلیلی که مورد حمایت طیف وسیعی از حامیان سابق احمدی‌نژاد است بربایند یا زورشان به آن بخش از بدنه سپاه و نیروی انتظامی و نظامیان گِرد قالیباف بچربد.

محمد غرضی هم در این میان ظاهرا نقش گرم‌کننده بازار را دارد که نادانسته هر سخنش حاشیه‌ساز می‌شود. روحانی اما که نامزد تزییتی شورای نگهبان برای اثبات رقابتی بودن گزینش ریاست جمهوری یازدهم بود، توانست بی‌آنکه اصلاح‌طلب باشد رای سرانِ اصلاح‌طلبانِ رانده شده از صندوق‌ها را به سود خود جلب کند. 

۱۳۹۲ خرداد ۹, پنجشنبه

اصلاح طلبان و بازی با ورق های خوانده شده

وزن اکبر هاشمی آنقدر بود که کنار نهادنش از بازی، نه فقط رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی را به حاشیه راند بلکه شورای نگهبان با چنین تصمیمی اساس معادله انتخابات را صورتی دیگر بخشید.

رد صلاحیت اکبر هاشمی بی‌تردید به سود اقتدارگرایان تمام شد تا اولا مهمترین مدعی باقی مانده از نزدیک بودن به آیت الله خمینی تحقیر شود و اینچنین زندگی سیاسی اش را پایان یافته اعلام کنند و ثانیا مسیر احیای گفتمان اصلاح طلبی در ایران به سنگلاخی بدل شود که از هزار دره وحشت می گذرد.

۱۳۹۲ خرداد ۱, چهارشنبه

حضور نامزدهای تزیینی برای تحول خواهان زیان بار است


جمهوری اسلامی ایران، حکومتی است که ناممکن هایش را ممکن ساخته است. تازه ترین اش این است که رییس مجمع تشخیص مصلحت این ن‍ظام، صلاحیت ریاست جمهوری ندارد. احمد جنتی ۸۷ ساله و محمد یزدی ۸۲ ساله کهولت سن اکبر هاشمی بهرمانی را ناتوانی حضور در منسبی حکومتی می دانند.

هاشمی ۷۹ ساله که توانست بی کمترین تلاشی آرای اصلاح طلبان و نیروهای تحول خواه را همراه خود کند، فرصت آن را نیافت تا روزنه ساز فردایی شود که در آن با خیزش دوباره روشنفکران رانده شده از بطن حوادث و به یاری جنبش های رنجور اجتماعی، جسد جامعه مدنی به نیمچه دم مسیحایی جانی تازه گیرد. 

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۴, سه‌شنبه

فرصتی برای پیگیری مطالبات

وقتی که پس از خطبه های نماز جمعه ۲۶ تیر ۸۸ نام اکبر هاشمی رفسنجانی از فهرست خطیبان نماز جمعه تهران حذف شد، گویی که شعارهای انصار حزب الله و بسیج علیه وی به ثمرنشسته باشد که خواستِ مرگ او را فریاد می‌زدند. هاشمی پیش تر یکی از ستون های اصلی حاکمیت جمهوری اسلامی به شمار می‌رفت ولی چنان آهسته آهسته بند بندش را سست کردند که مبادا ویرانی اش به خیمه نظام ولایی آسیبی برساند. 

از افشاگری های بی سابقه علیه این نماد ثروت اندوزی جمهوری اسلامی که کم هزینه نبود تا اعلام نامش به عنوان آخرین منتخب مجلس ششم که به واقع شکست بود و سبب کنار کشیدنش شد ضربه ها آغاز و در سال ۱۳۸۴ با شکست در برابر محمود احمدی نژاد به اوج رسید.

شبه کارناوال های «هاشمی ۲۰۰۵» نتوانست حمایت بدنه کنشگر جامعه و آرای اکثریت را به دست آورد و دو قطبیِ «مدافع مستضعفان - رهبر برج سازان» آرای اقشار کم درآمد و نالانِ از هشت سال بحث های روشنفکریِ طبقه متوسط را به صندوق احمدی نژاد ریخت.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

نامه تاریخی؛ مدارا کافی است

عجب که این قافله عمر خیلی تندتر از آنچه تصورش را می کردم این روزها می گذرد. داشتم مطلبی می نوشتم درباره آمدن هاشمی رفسنجانی به عرصه انتخابات که این فایل صوتی را یافتم. مصاحبه ام است از درون ایران با خبرنگار بخش فارسی رادیو دویچه وله. به دلیل مسایل امنیتی خواستم که نامم مطرح نشود و به دلیل شنودهای تلفنی هم از من به عنوان یکی از امضاکنندگان یاد شود که البته نادرست هم نبود. متن گزارش را اینجا بخوانید. برایم جالب بود که دویچه وله قدر آرشیو را برخلاف بسیاری از رسانه های دیگر خوب می داند. 

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

اژدر


فرياد نمی زنم
                 كه كوه ها فرو می ريزند
آه نمی كشم
               كه جنگل ها می سوزند
هيچ نمی گويم
                 كه ابرها از گريستن باز نمی ايستند
خسته ام
من اژدری خسته ام
به دورانی بايدم زيست كه ستم رسم نبود
                                 انسان مسخ نبود
                                 مرگ حسرت نبود
اشتباه بوده ام
اين زمانه ام نيست
كوه ها
جنگل ها
ابرها
      بی تقصيرند
مرا هر روز اعدام كنيد
من اژدری خسته ام

۱۳۹۲ فروردین ۲۷, سه‌شنبه

جوانان چپ در دفاع از ازدواج همجنسگرایان

همزمان با برپایی تظاهرات علیه اعطای حق فرزندخواندگی به همجنسگرایان در لیون، عده ای از جوانان چپ رادیکال و نزدیک به حزب جدید ضد سرمایه داری -ظاهرا بدون اطلاع رسانی قبلی به پلیس- اقدام به برپایی راهپیمایی کردند.
برای بزرگ تر دیدن تصاویر روی آن کلیک کنید.

۱۳۹۲ فروردین ۲۶, دوشنبه

Manifestations contre le mariage gay

Lyon, France 14.04.2013
cliquez sur les images pour les agrandir
برای دیدن عکس ها در اندازه ای بزرگ تر روی آن کلیک کنید

۱۳۹۲ فروردین ۲۴, شنبه

The farmers demonstration in Lyon

تظاهرات کشاورزان رون آلپ و اعتراض به دولت سوسیالیست فرانسه در لیون. خشونت پلیس ما را کشت، دُرست مثل غم لبنان.

۱۳۹۲ فروردین ۷, چهارشنبه

از دهه‌های رنج

دهه شصت: می شنیدم بزرگ تر ها به هم می گفتند این هایی که آزاد می شوند آنقدر اذیتشان کرده اند که روانی شده اند، تعادل روحی ندارند. هر ماه امضا می دهند. دهه شصت بود. همه جا تار بود. مردم پچ پچ می کردند. خوب یادم می آید. زندانی سیاسی. مجاهد. فدایی. مصادره. آمریکا. فرار. کیهان. مامور. کلت. کمیته. گشت ثارالله. تلویزیون سیاه و سفید. اخبار جنگ. توجه توجه علامتی که می شنوید .... و خاموشی. کودکی ما در تاریکی گذشت. آه هایی در زندگی هست که اگر نکشی، می ترکی، اگر بکشی می سوزی.

دهه هفتاد: چنان به صورتش سیلی زد که زنگِ ضربِ دستش توی کلاسِ خالی از بچه‌ها با اون نیکمت‌های کهنه پیچید. پوستر تبلیغاتی خاتمی رو از دستتش گرفت و دو سه سُرفه خشک پشت سر هم کرد و بیرون زد. همان روز بود که فهمیدم باید به خاتمی رای بدم. او که سیلی خورد و من که شاهد بودم شدیم ۲۰میلیون رای تا ناطق نوری نیاید. تا بخت آزموده باشیم لای دست و پای قماربازانِ سیاست.
دست بلند کردن روی دانش آموزان دبیرستانی نه تنها عجیب نبود که معمول بود. این سیلی اما سیلی دیگری بود. بوی سیاست می‌داد. مسوول امورتربیتی دبیرستان، مردی حدودا چهل ساله، لاغر اندام با ریشی جو گندمی و موهای صاف بود. مرتب سرفه می‌کرد. سرفه‌هایی خشک و پشت سرهم. بچه‌ها می‌گفتند «ادا درمیاره»؛ «فیلم بازی می‌کنه که بگه جانبازم».
بعد‌ها خاتمی را در یک سفر کاری دیدم. خیلی دوست داشتم به او بگویم که از سیلی شروع شد، به کوی دانشگاه کشید و...؛ هفت هشت سالِ پُرحادثه بعد از آن سیلی، دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران حرف هایی را گفتند.

دهه هشتاد: حرف زدن درباره شهریور ۶۷ هیچ جایی نداشت. مُدام دنبال پیدا کردن جا می گشتم براش. بالاخره یکی از دوستانِ همکار در جمعی سه نفره بیرون از تحریریه پرسید: «توی خانوادت اعدامی داشتی؟.» گفتم: نه. آن شب یک پرسش به پرسش هایی که سال ها بود در سرم درد می کردند، اضافه شد. چرا فقط باید زمانی یک ماجرا برامون اهمیت پیدا کنه که به طور مستقیم خودمون رو درونش قربانی می بینیم.
در خانه دوست و همکار دیگری که آوازه گرایش به چپ داشت همین ماجرا را بدون ذکر نام و جزییات تعریف کردم و گفتم دردآوره که وقتی از یک حادثه به این بزرگی حرف می زنی گویی که باید الزاما خودت از دست رفته ای داشته باشی. بلافاصله در چشمانم نگاه کرد و پرسید: «اتفاقا من هم همین سوال رو می خواستم بپرسم، توی خانواده ات اعدامی داشتی؟.» یادم نیست چه جوابی دادم اما خاطرم هست که در درون مثل مار به خودم پیچیدم.

۱۳۹۱ اسفند ۲۹, سه‌شنبه

آقای نخست وزیر، چه نوع اسرائیلی می خواهید؟


چند ماه پس از پیروزی ارتش اسرائیل در جنگ شش روزه ۱۹۷۶ میلادی که به در دست گرفتن کنترل جمعیت کثیری از عرب ها منجر شد، لوی اشکول نخست وزیر این کشور به دعوت لیندون جانسون، رییس جمهوری وقت آمریکا به ایالات متحده سفر کرد تا با وی در تگزاس ملاقات کند. هنگامیکه این دو در مزرعه ای متعلق به جانسون قدم می زدند، رییس جمهوری ایالات متحده به اشکول رو کرد و پرسید: «آقای نخست وزیر، شما چه نوع اسرائیلی می خواهید؟.»

اسحاق رابین، نخست وزیر پیشین اسرائیل در سخنرانی سال ۱۹۹۳ خود این موضوع را یادآوری کرد و پیشنهاد داد که پس از ربع قرن اشغال کرانه باختری و غزه، زمان آن است که دولتمردان اسراییلی تصمیم بگریند که چه نوع اسراییلی را می خواهند: یک دولت دموکراتیک یهودی که در صلح و امنیت به سر می برد یا یک گتوی یهودی نظامی در جنگی دایمی با همسایگانش. رابین تاکید کرد که گزینه نخست -که او نیز به آن علاقمند بود- نیازمند آن است که اسرائیل به اشغال کرانه باختری و نوار غزه پایان دهد. 


تصویر رابین در حال دست دادن با یاسر عرفات، رییس سازمان آزادیبخش فلسطین در فضای سبز کاخ سفید گمانه هایی را برانگیخته بود که دیدگاهش در اسرائیل به کرسی خواهد نشست. اما ترور رابین، ناکامی گفتگوهای اسرائیل و فلسطین با میانجیگری آمریکا و متعاقب آن بروز دومین انتفاضه فلسطینی، سبب تقویتِ دستانِ مخالفانِ ایدیولوژیک وی شد. آنان طرفداران دیدگاه اسرائیلِ بزرگ بودند که از سوی یهودیان مهاجر ساکن در اراضی اشغالی مطرح می شد. دیدگاه راه حل دو دولت مستقل، کنار گذاشته شده به نظر می رسید. 

باراک اوباما که عازم نخستین سفر رسمی اش به اسرائیل است، احتمالا در وضعی نیست که به دستیابی توافقی میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها یا حتی احیای «روند صلح» یاری رساند. با این همه به عنوان نماینده جریان اصلی حمایت جهانی از اسرائیل  او این قدرت و اقتدار اخلاقی را دارد که در اذهانِ عمومیِ پراکنده اسرائیل نفوذ کند و دستورکار ملی دولت یهود را که روز به روز در حال تکامل است، صورت بخشد. 
رییس جمهور اوباما می تواند در برابر بنیامین نتانیاهو همان پرسشی را طرح کند که جانسون از اشکول نزدیک به نیم قرن پیش از این پرسیده بود: «آقای نخست وزیر، چه نوع اسرائیلی می خواهید؟.»